نوشتار

۱۲ دی ۱۳۸۵

اعدام صدام و نفي هولوكاست

 

1ـ هنوز يك ماه از حضور نخست‌وزير دولت حماس در تهران و اخذ حمايت‌هاي مالي فراوان نمي‌گذرد،حمایتهائی که هیچ کشور عربی یا نمی خواست یا جرات نداشت آنها را ارائه دهد، و هنوز مركب قطعنامه اخير عليه ايران خشك نشده است، قطعنامه‌اي كه به ظاهر درباره غني‌سازي اورانيوم در ايران صادر شده، اما به واقع به دليل مواضع يك سال گذشته دولت عليه موجوديت اسراييل و اخيراً نيز در نفي هولوكاست با انگيزه دفاع دولت ايران از فلسطيني‌ها صادر شده است.
2ـ جناياتي كه صدام عليه مردم منطقه اعم از عراق و كويت و ايران انجام داده بر كسي پوشيده نيست، و خوشحالي مردم و حكومت ايران هم از اعدام وي امر قابل كتماني نيست، چرا كه شليك گلوله‌هاي شادي در تهران در شنبه شب را همه شنيدند و مواضع رسمي دولت ايران مبني بر پيروزي ملت عراق در اين اعدام هم اعلام شد و در نماز جمعه هم اين اعدام، عدالت خداوندي معرفي گرديد.
3ـ اما در فلسطين گروه‌هاي سياسي رقيب كه در غزه به روي يكديگر سلاح مي‌كشند، در تشكيل مجالس عزاداري براي صدام و فاتحه خواندن بر روح اين بطل‌العرب و سردار قادسيه از يكديگر سبقت مي‌جويند، و چه بسا هزينه‌هاي اين مجالس عزا نيز از جيب مردمي پرداخت شده است كه صدها هزار خانواده آن از جنايت صدام حسين كماكان داغدار هستند. البته سريع قضاوت نكنيد، نه اين كه من مخالف حمايت سياسي يا حتي مادي از فلسطيني‌ها باشم، بلكه هدفم نقد بي‌سرانجامي و مضر بوده سياست‌هاي جاري دولت ایران است.
4ـ آيا ما مي‌توانيم نسبت به فلسطيني‌ها اعتراض كنيم كه چرا شما از كشته شدن يك جنايتكار ناراحت هستيد و براي او مجلس عزا مي‌گيريد؟ من و شما مي‌توانيم، اما دولت ايران نمي‌تواند، چرا؟
به اين دليل ساده، كه فلسطيني، به راحتي جنايات صدام را منكر مي‌شود، چون خودش در محل جنايت نبوده و تمامي اين جنايات را مي‌تواند ساخته و پرداخته آمريكا و بوش براي توجيه حمله به عراق بداند؟، براي اينكه پذيرش اين جنايات را توجيه‌گر حمله آمريكا به عراق مي‌داند، و در يك منطق اعلام نشده ،براي اين كه اين جنايات عليه آنها نبوده، بلكه عليه ديگران بوده! و مگر نه اين كه در جنگ اول خليج فارس، صدام حسين ده‌ها موشك به اسراييل شليك كرد و انتقام خون فلسطيني‌ها را از صهيونيزم گرفت، پس چرا بايد يك فلسطيني جنايات صدام را باور كند؟ اگر امروز فلسطيني‌ها سيمناري در نفي جنايات صدام تشكيل دهند و بعثي‌ها و طرفداران القاعده ضد شيعي را در آنجا جمع كنند و با نشان دادن فيلم‌هاي ابوغريب و نيز ساختگي دانستن اعدام‌ها و گورهاي دسته‌جمعي و متهم كردن ايران به بمباران شيميايي حلبچه و سردشت، پرونده صدام را پاك و منزه جلوه دهند، چه احساسي به يك ايراني دست خواهد داد؟ آيا مي‌پذيرد كه اين مسأله در چارچوب آزادي بيان و براي تحقيق و بررسي تاريخي است؟ يا اين كه آن را كوششي براي موجه جلوه دادن جنايت وی معرفي مي‌كند؟
این منطق که جنایت چون علیه مخالف من بوده پس جنایت نیست و دروغ است بزگترین خدمت را در باز تولید جنایت در عصر حاضر می کند.
5ـ نحوه برخورد دولت ايران با مسأله هولوكاست بجز هزينه‌هاي مادی و سياسي كه براي ملت ايران داشت، رواج‌دهنده اين ايده زشت است كه جنايت بد است، اگر و فقط اگر عليه ما صورت گيرد، جنايت وقتي واقعيت دارد و تحقق مي‌يابد كه عليه ما و كساني كه ما آنان را خودی مي‌دانيم صورت گيرد، و طبعاً نتيجه رواج چنين منطقي همين خواهد بود كه بزرگترين جاني منطقه در قرن بيستم، امروز قهرمان جهان عرب و حتي اسلام شود، جهاني كه نتيجه شكست‌ها و حقارت‌هاي خود را بايد در پشت سر چنين قهرمان زبوني پنهان كند.
6ـ نتيجه ديگري هم از واقعه اعدام صدام مي‌توان گرفت. اين نتيجه هم عليه منطق حاكمان موجود است. آنان كه هر سخني و حرفي را فوراً با تشابه‌سازي آن با سخنان اسراييل و آمريكا محكوم مي‌كنند، امروز چه خواهند گفت؟ تقريباً بيان دو دولت اسراييل و ايران در استقبال از محكوميت و اعدام صدام، به طرز عجيبي شبيه يكديگر است. امروز مربع آمريكا، اسراييل، ايران و كويت و ديگر كشورهاي غربي مثل انگليس و... در استقبال از اين حكم اعدام نظر مشابهي دارند، اما ديگر كشورهاي اسلامي و عربي در جبهه ديگري هستند، آيا مي‌پذيريم كه ديگران ما را به واسطه اين تشابه موضع در موضوع حاضر متهم به همدستي و همراهي با اسراييل و آمريكا كنند؟ اگر نمي‌پذيريد، پس چگونه چنين منطقي را عليه ديگران و در موضوعات دیگر در داخل کشور مي‌توان بكار برد؟
7ـ نكته بسيار مهم در اين ميان محبوبيت مقطعي سياستمداران مستبد نزد ساير ملل در عين نامحبوب بودنشان در داخل است. صدام نزد اكثريت قاطع شيعيان و كردها و ديگر اقليت‌هاي عراق به شدت منفور بود و گرچه اطلاعي درباره اهل تسنن عراق ندارم، اما تصور مي‌كنم كه آنان هم به لحاظ درك عيني از صدام نبايد (بجز اندكي از آنان)، نسبت به صدام نظر مثبتي داشته باشند، بويژه آن كه صدام در مقام ديكتاتور بيش از آن كه كرد و عرب، شيعه و سني را بشناسد، موافق و مخالف را مي‌شناخت، و بسياري از اهل تسنن عراق هم جنايات وي را درك و لمس كرده بودند. اما آيا چنين نفرتي از وي در داخل عراق مانع از محبوبيت وي در خارج از مرزها شده است؟ اگرچه من معتقدم كه اين نوع محبوبيت‌ها گذرا و از موضع سياسي است و پس از آن كه اهميت سياسي فرد از ميان رفت و تاريخ وارد ميدان قضاوت شد، پرونده‌ها رو خواهند شد، همچنان كه هيتلر هم در زمان جنگ دوم محبوب بسياري از اعراب و ايرانيان بود، (به علت جنگ هيتلر عليه كشورهاي استعمارگر و در مورد ايران به علت توهم برتري نژاد آريايي هم اضافه مي‌شد) اما وقتي كه آن هنگامه فروكش كرد و آب‌ها از آسياب افتاد، معلوم مي‌شود كه با محبوبيت‌هاي مقطعي كه ناشي از اتخاذ سياست‌هاي خاص و مخالف منافع ملي و به نفع ديگر كشورهاست، نمي‌توان اقدامي موثر و مفيد براي كشور انجام داد.
اگر امروز به دليل تنش‌هاي سياسي غباري از دود و ابر بر چهره حقيقت پوشيده مي‌شود و فردي چون صدام قهرمان عرب شود، چندي نخواهد گذشت كه اين تنش‌ها فروكش كند و قهرمانان متوهم و طرفداران متوهم‌تر آنان شاهد حقيقت باشند.
8ـ و بالاخره اين كه سر بزرگ نفي هولوكاست هنوز زير لحاف است. لحافي كه پس از گذشت زمستان و فصل سرما بايد برداشته شود و برداشته هم خواهد شد.

نسخه قابل چاپ | لینک ثابت

نظرات

کریم

جناب عبدی .. متاسفانه اطرافیان احمدی نژاد ( رامین !!؟)اشتباه نیو کانهای
بوش را با اشتباه مهلکی پاسخ دادند که بقول شما تمامی ندارد٬ بعد از
انتخاب احمدی نژاد مطبوعات راست امریکا با تروریست نامیدن ایشان و
چاپ عکسهای گروگانگیری شروع بتبریک !!گفتن کردند و بالاخره
همان رد ادعاهای انها توسط شخص شما بداد احمدی نژاد رسید و خبر
انرا در سی ان ان دیدم که سخنگوی کاخ سفید هم گفته شما تایید کرد
چرا دستگاه دیپلماسی ایران این همه کلاف سر در گم شده !؟ سولانا بعد از
مطالعه نامه لاریجانی بصراحت گفت که ایشان و همه کارشناسان خبره
اروپایی نفهمیدند تعلیق غنی سازی آری یا خیر !؟ با اینکه لاریجانی را
باروپا دعوت کردند باز نفهمیدند چه میگوید !؟ ایا ایرانیها میخواهند جواب
نامه اروپا بایران را بدهند که هی میگفتند دوباره بخوانید !؟ و امیر آصفی را
هم از کوره بدر بردند که چی چی را هی بخوانیم !؟ چیزی توش نیست

Amir

مطالب بسيار خوبی بود..وقتی که بسياری از مردم کشورمان نمی توانند از عهده ساده ترين هزينه های زندگی خود برآيند آنوقت بايد از پول ماليات های فقرای ايران حقوق دیگرانی را بپردازيم که برای مرگ صدام ختم می گذارند.

عبدی : کمکهای خارجی هنگامی که در جهت منافع ملی باشد اشکالی ندارد بلکه منافع آن نصیب مردم هم خواهد شد.اما چنین کمکهائی باید متکی به سیاست خارجی متین و استواری باشد همچنان که با سیاست مردمسالار داخلی نیز باید قرین باشد.

ابراهیم

من فکر میکنم متاسفانه دولتیان با علم به اینکه برخی افعال و سخنان تبعات منفی برای کشور و مردم دارد آنرا انجام میدهند .( از جمله مواردی که شمردید ) . چون وقتی گفته میشود که این کار را نکنید که به این دلایل بد است باز هم بدنبال توجیه میگردند و سرانجام خواسته خود را به هر قیمتی عملی میسازند . در اینجا مشکل این است که نحوه برخورد با کسانی که به کوچه علی چپ رفته اند یا خود را بخواب زده اند چیست.

علی

عبارت زیبایی را در یکی از نوشته های شما خواندم:"برای نقد یک تصمیم باید با منطق تصمیم گیرنده آشنا بود."
آیافکر مکنید نفی کنندگان هولوکاست حتی اگر سر بزرگ آنرا پس از زمستان ببینند، باز هم حاضر بشوند بپذیرند که این نتیجه اقدام آنهاست؟

عبدی : خیر.چون آن موقع اینها نیستند و دیگران هم خود را به قول دوستی دیگر به کوچه علی چپ می زنند و برائت می جویند.

حميد

‌با سلام و تشكر
اگر چه اين تحليل بهترين تحليل شما در اين ساين نبوده اما بيش از همه به دل من نشسته است. يك دوست در جريان تعريف يك واقعه تاريخي اخير مانند كشتار سه ميليون نفر در كامبوج بدست خمر هاي سرخ مي گفت اين را باور نمي كنم شايد حكايت كنندگان كه آنها را نمي شناسم دروغگو باشند. دوست ديگرم كه ظريف تر مي انديشيد گفت زنهار با اين ترتيب چطور انتظار داري ديگران گفته هاي تو را در مورد معجزات پيامبر بپذيرند؟ شايد از اين كه بگذريم بين باور كردن و وجدان كردن تفاوت فاحشي باشد.
تشابه جريان حلبچه و هولوكاست را شايد بتوان اينگونه ديد و يك دليل حساسيت برخي اروپائيان را نسبت به انكار ساده آن دريافت. گرچه اين خيلي ساده بنظر مي آيد كه بگوييم هر چه ديگران مي گويند راست نيست، ولي بدون ترديد در اين شرايط پس از مدتي گوش شنوايي براي حرف هاي خود نيز نخواهيم يافت.

ناشناس

این اصل را فراموش نکنید: "سیاست خارجی ادامه سیاست داخلی است". به اعتبار این اصل، پریشانی در سیاست خارجی هم ادامه پریشانی در سیاست داخلی باید تلقی شود.

(حسب وعده سعی می کنیم در خصوص این اصل و پیامدهای آن نوشته ای را تقدیم کنم).

صالحی

سلام
راستش من از این رفتار حماس یک نتیجه می گیرم و آن هم اینه که آنها بیشتر از مسئولین ما به منافع ملی خودشون فکر می کنند، چه خوبه که مسئولین ما کمی یاد بگیرند و قدری بیشتر به فکر منافع ملی خودمون باشند. راستش ما نباید به حماس ایراد بگیریم که چرا چنین میکنند ، بلکه ایراد به مسئولین ما وارد است که چرا رفتار چنین غیر قابل فهمی از خودشون نشون میدن

behdad bor

حماس پس از مرگ زرقاوی ترريست معروف بيانيه تسليت منتشر و از وی به عنوان شهيد ياد کرد .همينطور در ماه های اخير نيروهای حماس بروی شهروندان معترض اتشگودند
بنظر ميرسد حماس بسرعت محبوبيت و مشروعيت خود ا از دست ميدهد.
اگر حماس از قدرت خارج شده .مجبور به خلع سلاح شود و دولت فلسطين به عادی سازی روابط ادامه دهد ايا ج اا منبع مشروعيت بخشي و اثر گذاري در افکار عمومی را از دست ميدهد؟

عبدی : الته بحث ما حماس نبود بلکه نقد نتائج حاصل از سیاست خارجی غلط و نفی هولوکاست بود.
 

Amir

اگر بر پايه سياست خارجی متين باشد خوب است ولی باز هم در آن شرايط شما ميزان کمک های مالی ايران و امريکا به کشورهای مختلف بسنجيد وآنرا تقسيم بر توليد نا خالص داخلی اين دو کشور کنيد خواهيد فهمييد که در ايران عجوبه های اقتصادی عنان کاررا در دست دارند

سعید، از فرانسه

صحنه ها و گزارشهایی در این دو روز گذشته از تشیع جنازه نمادین صدام در فلسطین دیدیم که آه از دل و دود از سر باند کرد:

فلسطیان عزیز همان دریافت کنندگان با معرفت و نمک شناس در این راهپیمایی ها شعار «مرگ بر ایران» سر می دادند!

این هم هزینه آقایان برای منافع ملی!

عبدی : در این مورد تا کنون چیزی نشنیده ام .البته ممکن است طرفداران فتح در تقابل با حماس چنین گرایشی را نشان داده باشند.در هر حال نشان از سیاست خارجی بغایت خطای دولت است.
 

محمد حسین

با سلام
یک وقتی اقای حجاریان بعد از پیروزی در دوم خرداد و شورای شهر و روستا و مجلس شورای اسلامی گفت : محافظه کاران بیایند تا برایشان اصول محافظه کاری را تدریس کنم ! جدا از اینکه خیلی ها این سخن را نوعی غرور و سر خوشی ناشی از پیروزی های مکرر دانستند اما حالا اگر ایشان بتوانند اصول "اصولگرایی" را برای این "نودولتان" محترم تدریس کنند کار خیری برای دنیا و اخرت خود و مردم ایران انجام داده اند
من دو نمونه عرض نمایم(نمونه های خیلی زیادی با شاهد مثالهای زنده و زشتی از رفتار های غیر اخلاقی به خاطر دارم ...)

اول
وقتی ایران قطع نامه 598 را پذیرفت اتفاقا" وضعیت نظامی ایران به دلایلی در جنگ بهبود یافت ! برخی نزد مرحوم امام خمینی رفتند و پیش نهاد کردند حالا که و ضع خوب شده زیر همه چیز بزنیم و جلو برویم
ایشان به شدت مخالف کرده و به این مضمون می گوید که ما پیمان بسته ایم و انرا نخواهیم شکست

دوم
وقتی پیامبر اسلام مکه را فتح کرد حکم اعدام غیابی شش نفر را صادر کرد (به خاطر جنایات قبلی انها )
یکی از انها خود را به پیامبر رساند در حالی که ایشان و یارانش در کنار خانه کعبه نشسته بودند !ان فرد مدتی نشست و سپس رفت
یکی از یاران به پیامبر گفت ما منتظر بودیم که شما با چشم اشاره نمائید تا روی سرش بریزیم و او را بکشیم . پیامبر گفت: ما پیامبران جزو کسانی نیستیم که با چشم خیانت می کنند

این واقعه را یکی از اسلامشناسان بزرگ معاصر که اخیرا" در گذشت برایمان می گفت

به نظر اینجانب به جای اینکه رو حانیت محترم اصلاح طلب وارد بازی های سیاسی بشوند و کاندیدا بدهند , از این زوایا باید حکومت را نقد کنند که وقتی از تاک و تاک نشان خبری نماند ایشان هم بلا موضوع خواهند شد

جسارتا" مثل اینکه دوباره وارد همان فاز "مرد و نامرد " سابق الذکر شدیم

نیچه در جائی گفته است که " اخرین مسیحی همان بود که مصلوب شد "

عبدی : در باره پیمان شکنی مطلب زیاد است من در خرمشهر(سال 80 یا 81) در این مورد سخنرانی کرده ام و مطلبی هم شفاهی به آقای خاتمی گفتم(احتمالا در آخرین باری که ایشان را دیدم ) و جمله ای هم پاسخ داد که آن را هم نقل خواهم کرد در حالی که نمی دانم بر اساس آن جمله چگونه به کار خود ادامه داد؟


 

حمید فرخنده

با سلام،
دلیل دیگری که فلسطینی ها برای عزاداری برای صدام دارند را می توان از زاویه منافع ملی فلسطینی ها بررسی کرد. صدام مواضع ضد اسرائیلی داشت، کمک مالی به فلسطینی ها می کرد، چند موشک به اسرائیل پرتاب کرد که خودتان گفته اید، هرچند موشک های "پاترییوت" ی که امریکا به اسرائیل داد تعدادی از موشک های عراقی را در هوا منفجر کردند. تاسیسات اتمی در دست ساختمان عراق در اوایل دهه 80 میلادی از سوی اسرائیل بمباران شد. بعلاوه صدام رهبر یک کشور عربی بوده و بدست امریکا که حامی اصلی اسرائیل است از قدرت به زیر کشیده و با نفوذ امریکا اعدام نیز شده است. فلسطینی ها مدام از سوی اسرائیل و امریکا نیز تحقیر شده اند، حال چرا با توجه به همه این موارد برای صدام عزاداری نکنند؟ حتی اگر از گورهای دسته جمعی را باور نکنند، بمباران شیمیایی حالبچه و سربازان ایرانی را که دنیا باور دارد و تازه خود صدام چند هفته پیش مسئولیت خود را در استفاده از این بمب ها پذیرفت. با این وجود از زاویه منافع مالی و قومی عزاداری فلسطینی ها قابل درک است. ما نیز می بایست از زاویه مسائل ملی به مسائل بنگریم.
 

حمید فرخنده

یک نکته دیگر در این مورد: عزاداری فلسطینی ها یا گروهی از اعراب در امان پایتخت اردن و یا در هر جای دیگر لزوما به معنای تایید جنایات صدام و یا درست دانستن دیگر اقدامات ضد انسانی صدام و رژیمش از سوی آنها (یا لااقل همه آنها) نیست.
 

عبدالله

اصولا برای اعراب عربیت مهم تر از اسلام است. تجربه این مسئله مال امروز و دیروز نیست. حمایت عرفات از صدام در جریان جنگ یادمان نرفته و فراموش نکرده ایم که همین عرفات نخستین مهمان خارجی جمهوری اسلامی بود . 27 سال است که در رویای همگرایی کشور های اسلامی داریم به کشورهای عربی باج می دهیم.
من نمی دانم مگر تاجیک ها مسلمان نیستند ؟ آیا یک دهم کمکی که تا به حال به فلسطین کرده ایم به تاجیک ها که تازه همزبان ما هم هستند و هم تاریخ ما هم هستند و از یک نژاد هم هستیم کرده ایم ؟
آقای عبدی به نظر شما چرا برای جمهوری اسلامی هنوز آسیای مرکزی به یک نقطه استراتژیک تبدیل نشده در حالی که ترک ها با سرمایه گذاری در این مناطق در حال عوض کردن بافت و فرهنگ آنجا هستند ؟

عبدی : در چارچوب سیاست ایدئولوژیک اهمیت آسیای میانه در برابر خاور میانه بسیار اندک است.

حسن

اقای عبدی شاید همه ایرانیان مخالف نظر من را داشته باشند ولی صدام را نباید اعدام می کردند چون سیاستمدار بزرگی مثل صدام باید خیلی چیزها را می گفت مثل:
1- دلیل جنگ با ایران البته دلیل اصلیش
2- بمباران حلبچه
و خیلی چیزهای دیگر که با رفتنش خاک شدند ولی می توانست باشد و خیلی چیزها را بگوید که نذا شتند بگوید . و اقای عبدی همه چیز تمام شد و هیچی نصیبمان نشد با بودنش می توانست کتابی بنویسد و از جنایتهایش بر علیه ایران بگوید.

کوروش ب

آقای عبدی گرامی
موضوع هولوکاست، به نظر من، هنوز از نقطه نظر رابطه مسلمانان یا به عبارت بهتر کشورهای مسلمان یا گروه های سیاسی مسلمان، با نیروهای فاشیسم مورد تحقیق قرار نگرفته است. من فکر کنم تحقیق درباره این ارتباط از چند جهت جالب باشد. گمان کنم که این نیروها رابطه دوستانه ای با فاشیسم هیتلری داشتند و هنوز هم دارند. البته شاید بشود با سادگی این را به مسائل سیاسی ربط داد و آن را توضیح داد. اما این تنها ظاهر قضیه است. رابطه فاشیسم هیتلری و کشتار یهودیان یا آن چه یهودیان شوآ می نامند، در اذهان ما و بالاخص در میان نیروهای سیاسی اعراب بسیار تاریک است. متاسفانه می بایست از این ابتکار نامیمون و ضداخلاقی استفاده می کردیم تا پرده از این بخش تاریک ذهنیت خود برداریم و رابطه های فاشیسم هیتلری و نیروهای یا افکاری را عریان کنیم که خود را مسلمان می نامند. این بی تردید به روشن شدن نواقص و معایب ذهنیت تاریخی ما و هم چنین کنون تاریخی ما کمک می کند. من فکر کنم رابظه فاشیسم و متولیان سیاسی-اعتقادی اسلام در کشورهای عربی شبیه به رابطه دوگانه کلیسای کاتولیک و فاشیسم است. البته کلیسای کاتولیک بالاخره تن به این تاریخ داد و اعلامیه هم صادر کرد. اما در باره آن بخش معادله چنین چیزی آیا صادر شده است؟ البته من نمی دانم شما این موضوع ر اساسا چگونه می بینید.

عبدی : گرایش به هیتلر در کشورهای عربی به شدت تحت تاثیر مساله فلسطین و استعمار انگلیس و فرانسه بود.ودر ایران هم نژاد آریائی و استعمار به این مساله کمک می کردند.

حسن

در ضمن اقای عبدی این پیروزی هر چند کمرنگ اصلاحات در شورا را به حامیان اصلاحات اساسی تبریک میگویم.

reza

عبدی : در باره پیمان شکنی مطلب زیاد است من در خرمشهر(سال 80 یا 81) در این مورد سخنرانی کرده ام و مطلبی هم شفاهی به آقای خاتمی گفتم(احتمالا در آخرین باری که ایشان را دیدم ) و جمله ای هم پاسخ داد که آن را هم نقل خواهم کرد در حالی که نمی دانم بر اساس آن جمله چگونه به کار خود ادامه داد؟
besiar moshtaghe khandanash hastam.

عبدی : به مناسبتی خواهم گفت.و یکی از دلائی طرح بحث خروج از حاکمیت هم همین بود.

حمید

با عرض سلام خدمت آقای عبدی،

تحلیلی که بنده در مورد نفی هولوکاست شنیده ام اینست که این سیاست با این هدف شروع شد که با ایجاد محبوبیّت برای ایران در میان "مردم" کشورهای عربی، زمینه ی همکاری احتمالی "دولتهای" عرب، با آمریکا و یا اسرائیل، بر علیه ایران (مثلاً در صورت تعرّض نظامی آمریکا یا اسرائیل به ایران) را محدود بکنند و یا هزینه ی این همکاری را بالا ببرند.

شما چی فکر میکنید در مورد این تحلیل آقای عبدی؟

عبدی : چنین تحلیلی قابل تصور است و یادداشت من هم در همین رابطه است که چگونه ترویج یک منطق غلط فورا نتیجه عکس داده است.
 

كمالي

جناب آقاي عبدي
در نوع واكنش حماس و ديگر گروههاي عربي نسبت به اعدام صدام نكته ديگري نيز هست كه در واقع ريشه در تاريخ سراسر كينه و عداوت کشورهای عربی نسبت به ايرانيان دارد. گرچه معتقدم نبايد مرعوب چنين صف ارايي شد ولي نمونه صدام نشان مي دهد آنان هنوز تا اندازه زيادي به اين جدايي پايبند هستند. در مدت نزديك به 30 سال كه از پيروزي انقلاب اسلامي ايران مي گذرد ايرانيان هر آنچه در توان داشته اند براي دفاع از حقوق كشورهاي اسلامي ( بخوانيد كشورهاي عرب) بكار برده اند ولي هيهات كه برغم اينهمه دست و دلبازيهاي نظام، جامعه عرب هرگز به پذيرش ايران بعنوان عضوي از خانواده بزرگ اسلام نبوده است و تعصبات نژادي را بر حرمت برادري ديني ترجيح داده است. اتحاديه عرب حتي حاضر نيست ايران را بعنوان عضو افتخاري و يا ناظر در جلسات خود بپذيرد. براستي در چنين شرايطي چرا بايد خسران سياستهاي دفاع از كساني را پذيرفت كه براي حامي و پناه خود حداقل حرمت و احترام را قايل نيستند؟ سياستمداران ما بايد بين منافع ملي كشورهاي عربي و منافع عام امت اسلام تفاوت و تميز قايل شوند و قبل از هر چيز به منافع ملي ايرانيان بيانديشند كه به قول معروف چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است.
يا حق

عبدی : به نظر بخشی از موضوع جنبه قومی دارد بخشی نیز جنبه دینی دارد که مهم است و باید برای تلطیف آن کوشید.

ایمان

ا سلام آقای عبدی.
می شه لطفا در مورد این قضیه که بعد از زمستان چه اتفاقی میفته بیش تر توضیح بدید.

عبدی : وضعیت تورم روشن است.در این مورد مطلب مستقلی خواهم نوشت.سیاستهای توزیع پول هم روشنتر است.فشارهای خارجی هم در حال افزایش است.کافیست این فشارها در حوزه اقتصادی جدی تر از حال شود یا اتفاق دیگری بیفتد که فکر می کنند می توانند مانع آن شوند.فراموش نکنیم پس از اعدام صدام موضع ایران در جهان اسلام شدیدا تضعیف شده است و احتمال دارد برای جبران آن اقدامات جدیدی انجام دهند که کار را مشکل تر هم بنماید پس کمی صبر کنیم تا زمستان فرو کش کند.

امین ثابتی

نقد بسیار جالب و خواندنی نوشته‌اید و به نظر من واقعاً دیدگاه جالبی بود اما نباید فراموش کرد که حمایت بی‌قید و شرط عواقبی همانند این اتفاق دارد و نباید عزاداری فلسطینیان را تنها به پای دلایلی که گفتید نوشت، بلکه قسمتی از آن را باید به پای رفتار حکومت ایران نیز نوشت.

roia_tahrim@yahoo.com

ا سلام
همانگونه که احتمالا مطلع شده اید وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کلیه دارندگان سایتها و وبلاگهای ایرانی (فارسی؟) را ملزم به ثبت نام رسمی کرده و تهدید به مسدود و فیلتر نمودن سایتها و وبلاگهای سرپیچی کننده از این طرح کرده است .
من به عنوان دارنده یک سایت کوچک از شما دعوت می کنم که این طرح را تحریم نموده و دوستان و آشنایان خود را نیز به تحریم دعوت نمایید.
نیازی نیست که در این پیام به زیانهای این طرح بپردازم پس به طور خلاصه به پیامدهای تحریم گسترده این طرح ( در صورت وقوع ) می پردازم
1 ممکن است طراحان این طرح با مشاهده تحریم گسترده دست ازعمل خود بردارند ناگفته پیداست که چنین امری پیروزی بزرگ و شیرین برای تحریم کنندگان خواهد بود.
2 امکان دارد باوجود تحریم گسترده وزارت ارشاد به کار خود ادامه داده و تمامی سایتها و وبلاگهای تحریم کننده را مسدود و فیلتر نماید . این عمل معادل این است که درصد بالایی از منابع ایرانی (فارسی؟) وب (بسته به گستردگی تحریم) به روی مخاطبان بسته شود. گرچه در بدو نظر این امر ضربه ای بزرگ برای تحریم کنندگان و مخاطبان آنان خواهد بود ولی ضربه بزرگتر برای طراحان طرح است زیرا به این وسیله موجب نارضایتی شدید و گسترده در تقریبا تمامی کاربران اینترنت خواهند شد. با این عمل کاربران نه مانند گذشته از مشاهده برخی سایتهای سیاسی مخالف یا معاند و پرنوگرافی و ضد مذهب و دیگر مذاهب و غیره محروم شده اند بلکه از بخش اعظم منابع وب فارسی (ایرانی؟) منع و محروم گشته اند که طیف گسترده ای از آنها نه ربطی به سیاست و مذهب دارد نه پرنوگرافی و ضد نظام است .
این نارضایتی شدید و گسترده در نهایت طراحان طرح را یا مجبور به لغو طرح و یا قبول پیامدهای وخیم آن خواهد کرد . که به نظر من شق اول محتمل تر می نماید .
به نظر من شرکت شما در این طرح حمایت غیر مستقیم از محدود شدن آزادی بیان و گسترش سانسور و خود سانسوری است چون در صورت موفقیت طرح تنها سانسور شدن و حتی پیگرد قانونی خود را برای مخالفان آزادی بیان سهل و هموار ساخته اید.
تاکنون پذیرای سانسور بوده ایم و کاری چندان از دستمان ساخته نبود اکنون کمترین مبارزه مان این است که موجب گسترش آن با این طرح نشویم.
با توجه به مطالب ذکر شده از شما خواهش می کنم تا فرصت باقی است (در این طرح 2 ماه مهلت برای ثبت نام داده شده است و هنوز در ابندای فرصت هستیم پس طبعا تعداد ثبت نام کنندگان تاکنون بسیار اندک است) این دعوت را پذیرا باشید و با ارسال این متن به دیگران و یا قرار دادن آن در سایت و وبلاگ خود و یا به هرشیوه ای که خود مناسب می دانید به گسترش این تحریم سراسری کمک نمایید.

عبدی : دلیلی ندارد که صاحبان وبلاگ این کار را بكنند. سایت را نمی توان منوط به اجازه آقایان نمود. هر کس هم چنین کرد خیلی راحت سایت او را تحریم کنید.
 

سعید حسین پور

بعضی وقت ها حدس اتفاقات آتی مستلزم دیدن زمان حال از چشم ناظر آینده هست. فرض کنیم الان سال 2017 است و 10 سال پیش صدام اعدام شده و در همان زمان هیچ نیروی خارجی که انگیزه و یا توان مقابله با ایران مصمم به تحکیم موقعیت بادآورده وجود نداشت . چه اتفاقی می افناد؟ احتیاجی به سوال من و جواب شما نیست و پاسخ مشخص است. ولی شاید یادتان بیاید آن موقع حکومت ایران انگار از روی قصد داشت سر چیزهایی که اصولا هیچ ربطی به او نداشت کنفرانس می داد و دنیایی را علیه خود بسیج می کرد و سر موضوعاتی که دیگر پس از افشا فقط به درد امتیاز گرفتن می خورد اصرار بی پشتوانه میکرد و از قضا انگیزه به نیروی خارجی نا مصمم می داد .یادتان میاید چه اتفاقی افتاد؟

 

افشين صفايي محمديه

مسيحاي من ...... هوا بس ناجوانمردانه سرد است

جناب عبدي باسلام و آرزوي خوش - بسيار خرسندم كه بعد از مدتي مديد توانستم دوباره هم كلامتان شوم . گرفتاري و بي حوصلگي از پيگيري سياستهاي روز موجب شد مدتي ازنوشتهايتان دور بمانم . البته هر گاه بر روي وب مي آمدم سري مي زدم ولي چون مجالم اندك بود مقالات مورد علاقه را ذخيره مي كردم( چه مطالب شما و چه دوستان ميهمان كه اكنون به پاي ثابت گفتارهاي سايت تبديل شده اند ) و هنوز كه هنوز است مجال يا دماغ خواندنشان را نيافته ام . بايد تبريك بسيار بگويمتان كه در اين مدت بر غناي سايت بسيار افزوده ايد ( چه در قالب و چه محتوا ) و غلو نيست اگر بگويم موفق ترين شخصيت سياسي بر روي صفحات وب هستيد ( اين نظر من است ). و بهترين تعامل را هم با مخاطبين داريد .
شكل و شمايل جديد سايت را هم تبريك مي گويم . از طراحي ساده و موثري برخوردار شده است و گرافيك نسبتن مناسبي هم دارد هرچند به گمانم مي شود بر روي لوگو و نماي صفحه نخست و رنگ آميزي آن بهتر كار كرد اما عنوانها و دسترسي ها و صفحات داخلي و طرح باكس نظرات بسيار خوب است بويژه تقسيمات مطالب در بالاي صفحه يا سوتيترهاي صفحه اصلي . بهرحال حالا مي توان گفت كه سايت شخصيت مناسب مطالبش را پيدا كرده است بابتش باز بهتان تبريك مي گويم .
اما جدا از انگيزه شادباش تغييرات تازه سايت، سال نوي مسيحي نيز دليلي ديگر شد تا علي رغم تصميم به سكوتم بدليل برخي از نگرانيها دوباره چيزي بنويسم هرچند متاسفانه برخي نوشتهايم در اينجا و آنجا موجب دردسرهاي شده بود. آخر " انا تلميذ" و اين يعني *** دارشدن و ديگر ماجراها.
البته اين اواخر مكشوف شد كه اين*** از دولتي سر دولتهاي پيشين است البته راست و دروغش گردن مدعي محترم !
اما به رسم سال نوي خودمان كه لاجرم گذري به پشت سر مي اندازيم و نظري به آينده! اين سال نوي مسيحي سرد كه امسال سردتر از ديگر سالها هم شده به اتفاق اعدام آخرين بازمانده ديكتاتورهاي سده بيستم و چندي اخبار داخلي و خارجي ، بعلاوه حال و روز شخصي همه غم دنيا را ريخت روي دلمان تا از اين همه دليل براي سرور و شادماني ما را بهره اي نيفتد مگرآنكه ريشخند روزگار كار ساز آيد . بماند.
متاسفانه جهان در جهالت و تعصب و زياده طلبي مي سوزد و اين تراژدي قرن جديد است كه ابزارهاي پيچيده و رسانه هاي نوين ، چه بسا خلاف باور انسان مدرن ، نتواند انسان را از منجلاب خود سوزي بيرون كشد چرا كه جهان بيش از ابزار و يراق نوين به انديشه نوين نيازمند است . بشري كه همچنان در كودكي سير مي كند دست افزار بزرگسالگيش جز آنكه نابوديش را تسريع كند ، حاصلي نخواهد داشت . اينجاست كه دين و سياست ، فرهنگ و تكنولوژي در خدمت كشتار قرار مي گيرد و از ميانه هاي كارزار عصبيت قومي و مذهبي هيولاهايي شبيه صدام يا بن لادن و نوع هاليووديش با جلوه هاي ويژه امروزي شبيه بوش بيرون مي آيد كه هر كدام در لواي انديشه اي منحط و غير انساني ، انسان را قرباني مي كند .
سال گذشته مسيحي ، مملو از حماقتهاي نو و كهنه بود چه از نوع داخلي و چه از نوع خارجيش . ودر اين جاده خراب فرقي نمي كرد كه راننده مرد مذهب باشد يا آدم سياست . آنكه مرد مذهبش بود و رداي مسيح را بر دوش مي كشيد ، مي رفت كه اظهارات متعصبانه و جاهلانه اش آتش جنگهاي صليبي را دامن بزند ( پاپ را مي گويم ) و آنانكه مردان سياست بودند با ادعا هاي غير محققانه واز سر سياسي كاريهاي صرف، فرصت سازيهاي تاريخي را به دم تيغ كم خردي و بي تدبيري قرباني كردند تا سرنوشت ملتي را به بازي كودكانه" نون بيار ..كباب ببر "! تبديل كنند ( ماجراي هلوكاست و ... را مي گويم ).
آري ، اتفاقهاي اين يك ساله در عرصه داخلي و خارجي شتاب حركت كشورمان را در مواجه با جهان خارج بيشتر كرده است و معلوم نيست سكانداران حاكم براي هدايت اين كشتي چه در سر دارند هرچند خود اين آقايان و بالاخص آن آقاي ريس ، بيشتر از بقيه مسئول تلاطمات اين كشتي هستند .اظهارات تند و اغلب نسنجيده كه جز تبريك مردمان كشورهاي جهان سومي براي ظهور يك چه گواراي كوچك به ما ، ارمغان ديگري نداشته و اصرار به دنبال كردن سياست تنش زايي بجاي سياست غلط تنش زدايي قبليها !! و تاكيد بر اينكه انرژي هسته اي با همه مخلفاتش حتمن حق مسلم ماست و تا پاي جان بر اين حق ايستاده ايم و شوراي امنيت كيلو چنده ! و مردم هر هزينه اي را براي اينجور امور خواهند داد ،‌ همه و همه نشانه هاي خوبي براي هدايت سياستهاي خارجي كشور نيست . بويژه كه كشورهاي همجوار بويژه عربي چندان روي خوشي نشان نمي دهند و علم مبارزه با هلال شيعي بر پاست . و نشانه هاي خونينش در عراق روزانه تكرار مي شود . چندو قت پيش كه در جريان محاكمه صدام ، وي از بمباران شيميايي ايران با افتخار ياد كرد معلوم بود كه او هم رگ خواب اعراب را خوب مي داند و هواشناس خوبي ست !و بعد عكس العملهاي اغلب كشورهاي عربي در برابراعدامش، بايد زنگ خطر را بصدا در آورده باشد كه ما در چند جبهه خارجي در حال بحران آفريني هستيم و اين به صلاح امنيت پايدار ما نيست . بنابراين نبايد عرصه بين الملل را برخود بيش از اين تنگ كنيم كه بهر ه اش را رقباي سنتي ما خواهند يرد. حال كه مردم هم به گونه اي تلويحي در جريان انتخابات اخير سياستهاي تندروانه اخير دولت و انديشه هاي سطحي در اداره كشور را رد كرده اند بهتر است ، كشتيبانان فعلي ، دست از لجاجت و بحران زايي بر دارند و بجاي رفتارهاي تبليغي و بدون پشتوانه مردمي ( مثل همين طرح جشن هاي بزرگداشت انرژي هسته اي ) يا بحثهاي فراملي و بدون انگيزه داخلي ( مثل هلوكاست ) به رفتارهاي معقول روي آورند و در جهت رفع تهديدهاي خارجي و تنش زدايي قدم بر دارند تا در سايه آن بازسازي داخلي هم ممكن گردد و گرنه معلوم نيست صاحبان وساكنان كشتي ، سكان را زودتر از وقتش به ديگري نسپارند .
با اميداينكه سال جديد براي جهان سالي بهتر باشد.
 

khaton

متاسفانه در زماني كه بسياري از جوانان ما از فقر و بيكاري به دزدي و كارهاي خلاف شرع كشيده ميشوند. بسياري از زنان ودختران بخاطر فقرمالي به فاحشگي روي اورده اند. در زماني كه بچه هاي يتيمي در اين مملكت از درد نداري در خدمت اربابان جنايت وفساد گدايي قرار مي گيرند . چرا بايد سرمايه اين مردم كه بايد خرج خودشان شود به حماس داده شود؟ مثلي است كه مي گويد چراغی كه به خانه رواست به مسجد حرام است. انگاه همين حماس براي مرگ صدام مجالس عزا و سينه زني برپا كند. من به عنوان يك ايراني ذره اي از حقم را كه به حماس داده شود نمي بخشم و در اخرت استحقاق حق از اناني مي كنم كه براي خوش خدمتي چنين كارهايي مي كنند.

محمد

سلام
منظورتان از سر بزرگ نفي هولوكاست هنوز زير لحاف است چيست؟
منظورتان به قطعنامه تحريمه كه در اسفند مي خواهد بررسي شود؟

عبدی : خوب این هم یکی از آنهاست.

علي

ايشان صبح شنبه اعدام شد چگونه در نماز جمعه اعدام ايشان را عدالت دانستند؟

عبدی : اشتباه شده منظور نماز عید قربان است که روز یکشنبه انجام شد.

omidvar

نمک بر زخم کهنه

در خبر ها آمده بود که فلسطینی ها برای مرگ صدام عزاداری کردند وحماس هم اعدام صدام را محکوم کرد . این وکنش می تواند برای مسئولان وسیاستگذاران ایرانی بسیار آموزنده باشد .

در حدود 28 سال است که سرمایه های مادی ومعنوی ملت ایران در دفاع از مردم فلسطین صرف شده وحیثیت وامنیت وتوسعه ایران سپر بلای آنان شده است .سرسختی ایران در عدم پذیرش صلح اعراب واسرائیل ومخالفت جدی با آن و تلاش برای دفاع از مردم فلسطین به عنوان محوری ترین راهبرد سیاست خارجی ایران محسوب شده تا جایی که کوچکترین عدول از آن نه تنها پذیرفته نبوده بلکه نقد این سیاست و راهبرد جزء خطوط قرمز نظام تلقی شده و منتقدان آن را به حبس محکم می کرده اند .کافی است به یکی از فقرات دادخواست مدعی العموم در پرونده عبدالله نوری مراجعه شود .

دایه دلسوزتر از مادر شدن در این ماجرا به جایی رسید که گویی تصور می شد فلسطین جزئی از ایران محسوب شده و یا از نظر ملیت و زبان با ایران آنقدر همسان است که نه تنها اعراب از سرسختی ایران در این ماجرا شگفت زده شده بلکه بخش مهمی از سازمان های فلسطینی از این مسئله ناخشنود ومعترض بودند.

به اعتقاد کارشناسان امور تاکنون ایران تاوان های سنگینی برای این سرسختی پرداخت کرده است و تحریم اخیر را هم می توان از یک منظر محصول این سیاست دانست .

از سوی دیگر جنگ تحمیلی 8 ساله خسارات بسیار فراوان مادی ومعنوی به ملت و دولت ایران تحمیل کرد که نه تنها این خسارات پس از سال های متمادی فروکش نکرده است بلکه هر چه زمان می گذرد اثرات تلخ آن بیشتر نمایان می گردد و شاید تا چند دهه دیگر ملت ایران نتواند آن خسارات را جبران کند.

صدام به عنوان عامل اصلی این همه خسارات که با کمک وحمایت های گوناگون حامیانش تلخترین و زشت ترین جنایات را در مورد ملت ایران روا داشت در محکمه ای بدون حضور نمایندگان مردم ستمدیده ایران و بدون ذکر وتوجهی از آن همه جنایاتش در حق این ملت بالاخره به سزای ننگین ذره ناچیزی از جنایاتش رسید .

در این وضعیت حق و انصاف این بود که فلسطینیان وحماس به نشانه قدر شناسی از مردم ایران مکافات قسی ترین دشمن مردم ایران را تبریک بگویند نه این که خود به عنوان عزاداران آن دژخیم نمک بر زخم ملت ایران بپاشند.


مگر نه این است که ما 8 سال دفاع غیرتمنانه خویش را در مقابل متجاوزان به عنوان دفاعی مقدس می نامیم آیا تقدس وحرمت آن همه ایثار وفداکاری وخون های پاک بهترین عزیزان را باید این چنین پاس بداریم؟
آیا غیرت انقلابی ودینی وملی ما اجازه می دهد که از این به بعد هم امنیت واعتبار خود را برای عزادارن صدام صرف کنیم؟

عبدی : به یقین می توان گفت که حداقل در شرائط حاضر عزاداری حماس برای صدام از موضع ضدیت او با ایران نیست بلکه به دلیل در گیری های منطقه ای است که بااسرائیل و آمریکا دارند.کمک به آنها هم فرع بر موضوع است مساله غلط بودن راهبرد های سیاست خارجی ایران است که حتی از کمکهایش بهره مناسبی را نمی برد.حدود 20 سال پیش گزارشی را می خواندم که در باره کمک 3 میلیون دلاری به یک کشور آفریقائی آنقدر شرط و شروط گذاشته بود که انسان فکر می کند اگر بیشتر کمک کنند چه شرطهائی خواهند گذاشت.

ناشناس

مید

با عرض سلام خدمت آقای عبدی،

تحلیلی که بنده در مورد نفی هولوکاست شنیده ام اینست که این سیاست با این هدف شروع شد که با ایجاد محبوبیّت برای ایران در میان "مردم" کشورهای عربی، زمینه ی همکاری احتمالی "دولتهای" عرب، با آمریکا و یا اسرائیل، بر علیه ایران (مثلاً در صورت تعرّض نظامی آمریکا یا اسرائیل به ایران) را محدود بکنند و یا هزینه ی این همکاری را بالا ببرند.

شما چی فکر میکنید در مورد این تحلیل آقای عبدی؟

عبدی : چنین تحلیلی قابل تصور است و یادداشت من هم در همین رابطه است که چگونه ترویج یک منطق غلط فورا نتیجه عکس داده است.
----------------------------------------
اگر کشورها و جوامع عرب تاثیر گذار بودند که تا به حال باید چیزی ازشون می دیدیم ، تا حالا منفعل تر از این کشور ها دیده اید؟؟؟؟؟

ناشناس

لام. دیشب با دوستی صحبت می کردم و او گفت که جدا از اشتباهات سیاست خارجی و دولت احمدی نژاد چرا غربیها اینقدر نسبت به هولوکاست حساسیت دارند؟ حتی انهایی که مسیحی هستند ؟ چرا حاضر نمی شوند در این مورد بحث کنند؟ شما می دانید؟

البته من نسبت به این که الان در شرایط فعلی وقت پرداختن ما به این دعواهاست نظر منفی دارم اما واقعا 6 میلیون نفر !!! در کوره های آدمسوزی نازیها مرده اند؟

عبدی : از این غربیها هر چه بگوئید بر می آید!!فارغ از این پاسخ اگر در باره رقم آن 6 میلیون هم بتوان ان قلت آورد اما مساله جنگ دوم طبعا غیر قابل انکار است که دهها میلیون نفر کشته شدند اما اگر توجه کنیم که هیتلر در شرائطی روی کار می آمد که بمب اتم هم داشت هیچ بعید نبود که ارقام کشته ها ده برابر و بیشتر شود.ضمنا آن وجه هولوکاست که به همه انسانها مربوط می شود طبعا قابل رد نیست اما وجه تاریخی آن بیشتر موضوع مردم اروپاست ما چرا به قیمت نقض منافع ملی خود وارد این دعوا شویم؟

ساغند

جناب عبدي با سلام وبا اجازه ي شما به مقاله آخرتان (اعدام صدام ونفي هولوكاست)در بلاگ نيوز لينك دادم

عبدی: ممنون.

مجید

اقای عبدی عزیز اگر من مطلبی داشته باشم می توانم آن را بر روی وب سایت شما به عنوان مهمان بگذارم و چگونه؟
با تشک

عبدی : از طریق کامنت ارسال کنید آدرس ایمیلتان هم حتما باشد.
در صورت انتشار به قسمت دیگر انتقال می یابد.

یحیی

ز زاویه جالبی به قضیه نگاه کرده بودی. منتها درسی که من از یکی از مقالات خود شما در روزنامه شرق گرفتم، این است که لازم نیست در سیاستهای احمدی نژاد دنبال منطق خاصی بود. فکر می کنم در باب عدم تغییر ساعات در سال نو بود که آن سرمقاله را نوشته بودید. به نظر من، این اقدام احمدی نژاد توجیهی غیر از پافشاری ( و در واقع لجبازی ) بر سر موضعی که بسیاری از کهنه کارها با آن مخالفت کرده بودند، ندارد. خیلی ساده می خواهد بگوید آن کارم درست بود و حالا هم به آن کار ادامه می دهم...

عبدی : متاسفانه همینطور است حداقل با منطق مرسوم سازگاری ندارد

امیر فخار

جناب عبدی با سلام
به نظرتان چرا کمک مالی اخیر ایران به دولت حماس و نارضایتی این دولت از اعدام صدام در رسانه ملی انعکاس نیافت؟

عبدی : من که اساسا از صدا و سیما استفاده یا ضرر نمی کنم اما عدم انعکاس در صدا و سیما دلیل نمی خواهد انعکاس آن دلیل می خواهد. برای آشنائی شما با این رسانه کافیست به این خبر تلوزیون العالم که بخش عربی آقایان است توجه کنید.


به نقل از روزنامه همشهری (14/10/85)


آمريكا مي‌خواست صدام را فراري دهد
شبكه العالم ديروز از قول يك مقام ارشد عراقي از طرح فراري دادن صدام توسط آمريكايي‌ها خبر داد. بنابر اين گزارش، مقام مذكور كه حاظر به افشاي نام خود نشد، اظهار داشت كه آمريكايي‌ها خواهان دو هفته تعويق در اجراي حكم اعدام صدام بودند تا بتوانند نقشه خود را عملي كنند.
بر اساس اين گزارش، آمريكايي‌ها مي‌خواستند با تحريك كشورهاي عربي در مخالفت با اعدام صدام، دولت عراق را وادار كند كه صدام را به اردن تبعيد كند و بدين ترتيب او را در كنترل خود قرار داده و از اعدامش جلوگيري كند.
از سوي ديگر ايسنا نيز در خبري به نقل از شبكه العربيه، در خصوص زمان تحويل صدام به نيروهاي عراقي اعلام داشت كه يك مقام ارشد عراقي كه مسئول تحويل صدام به عراقي‌ها بود، اظهار داشت كه صدام بارها از آنها تقاضا كرده كه به او فرصت ديگري بدهند. صدام در اين زمان به آمريكايي‌ها گفت كه من را اعدام نكنيد تا من ضمن كشتار شيعيان و نابودي شبكه القاعده در عراق، نفت كشورم را رايگان در اختيار شما قرار دهم.
 

عرفان

سلام و خسته نباشید. نوشته اتان مثل همیشه خوب بود. فقط یک خواهش: می شود لطفا رنگ قالب و فونتتان را تغییر بدهد تا نوشته ها راحتتر خوانده شوند. به این ترتیب به خوانندگان احترام بیشتری می گذارید. سپاس.

عبدی : اگر امکان بهتر ی باشد انجام می شود.
 

ichabod

تحلیل خیلی خوبی بود آقای عبدی ، مخصوصا که خیلی خوب تونستید ماجرای انکار هولوکاست رو با یک مثالی که برای ایرانی ها و اعراب ملموس هست مقایسه کنید.
من تا چند وقت پیش که ماجرای بی کار شدن استاد سوئدی و همین طور اعتراض جمعی از مردمشان بر علیه این استاد که در کنفرانس هولوکاست حضور پیدا کرده بود ، از زبان یک دوست مقیم سوئد نشنیده بودم ؛ حساسیت مردم اروپا رو در این مورد نمی دونستم .

به نظرم خوبه اگر دولت و یا دیگران می خواهند درباره نماد های اعتقادی مردم دنیا حرفی بزنند ؛ حداقل باید جایگاه ارزشی اون نماد رو بشناسند.

البته نمی دونم چرا گفتید همچنان عواقب انکار هولوکاست در انتظار ماست ؟

عبدی : چون آثار این انکار همچنان وجود دارد پس عواقب آن همچنان وجو خواهد داشت.نکته مهم این که امروز دیدم آقای عسگر اولادی هم از این سیاست که آن را سیاست مورد تائید دانسته بود نیز حمایت کرده است.

محمد

سلام
بحث جالبی بود من همه کامنتها رو هم خوندم. فقط یک نکته میمونه و اون اینکه شما از این اعرابی که هنوز در مورد حکم ارتداد شیعه کوتاه نمیان انتظار دارین ما رو به عنوان دوست قبول کنند؟

عبدی: بله برای این مساله جواب روشنی می توان داشت.اگر حکومت ایران از موضع کاملا شیعی و آن هم از نوع تقابلی اش با تسنن حرکت کند همین نتیجه را شاهد خواهد بود.اما اگر در این سیاست تغییر دهد و موضعی ملی اتخاذ کند که موضع شیعی هم می تواند فقط جزئی از آن باشد در این صورت قضیه کاملا فرق خواهد کرد.در این باره باید بیشتر صحبت کردو کل سیاست خارجی را در 18 ماه گذشته از این منظر نقد کرد.
 

امیر فخار

[جناب عبدی با سلام
ایا دولت و یا حکومت حق دارد از بیت المال به کشورها و یا گروههای سیاسی کمک مالی نموده و سعی نماید کمک ومیزان ان را از عامه مردم مخفی نماید؟

عبدی : بستگی به حکومت دارد اگر منبعث و منصوب از جانب مردم باشد ناچار به پاسخ گوئی است اما اگر مردم ناصب حکومت نباشند بلکه ناصر آن باشند و حکومت حامی پرور باشد در این صورت چه دلیلی برای حکومت است که به جیره خوار خود پاسخ دهد.از اینجا به بعد به شما و من بر می گردد که رابطه خود را با حکومت چگونه تنظیم کنیم.

ناشناس

دوست عزیز آیا میدانطد که صدام با فریاد مقتدا مقتدا و " عراق سرزمین شیعه است" به دار آویخته شد.
 

احمد

 

ياد سخنان مالك اشتر مي افتم كه در مقابل
معاويه مي گفت : اگر اين مخارج از حساب خودت
است ، كه اسراف است و اگر از بيت المال حرام !!
نمي دانم ايا مسلماني يافت نمي شود تا استخوان
كتف شتر بردارد .. اقاي خاتمي !!! حتما يا مصلحت
نظام است يا بايد تساهل و تسامح داشته باشيدد؟
خداوند سكوت شما و ياران شما را در اين زمان
نخوا هد بخشيد.

منصور

ا سلام
اعلام نظر در چنین رسانه ای باعث رشد و درایت انسانهای حقیقت جو و دارای اندیشه های والا به معنای الهی می گردد . این را نوشتم که فضای مباحثه روشنگرایانه باشد تا جبهه گیری .
به یاد داشته باشیم :
1- عدم اعلام شکست صدام و حامیانش از سیاستهای آمریکا است و خود اعلام کرده بود که در جنگ ایران و عراق پیروز و شکست خورده وجود ندارد
2-سقوط صدام بدست آمریکا بود
3- محاکمه صدام توسط عمال آمریکا که در عراق حاکم شده اند انجام پذیرفت
4- اعدام صدام یک امر داخلی برای کشور و ملت عراق به حساب می آید
با عنایت به این 4 مورد اعدام صدام برای ما ایرانیها نباید احساسی را برانگیزد چرا تا به حال سیاستی از آمریکا در جهت منافع ملی ایرانیها مشاهده نشده بلکه همه این تدابیر برای جلوگیری ازفرایند رو به فزونی گرایش مردم جهان به حق جوئی و مطالعه اسلام و تفکر منتقدانه و مخالفانه به سیاستها و عملکرد دولتهای کشورشان در تبعیت از سیاستهای به ظاهر غلط و در واقع هدف دار آمریکا و اسرائیل و انگلیس می باشد
با نگاهی گذرا به منطقه و حضور آمریکا در کشورهای همجوار و پیرامون ایران یک محاصره نظامی را شاهد هستیم
سوال من این است
1- چرا آمریکائیها با 8000 کیلومتر فاصله از این منطقه باید مصالحی داشته باشند جواب هرچه که باشد آیا ما باید دست به سینه بنشینیم
2- چرا آمریکا با کشوری مانند ایران که از جهان سومیها است و از تکنولوژی روز بدور بوده و نیروی نظامی نه چندان نیرومندبرخوردار است چنین حساب می کند مگر ما در مقابله ها و مباحثه های سیاسی چه چیزی داریم که باعث جلوگیری از رودروئی مستقیم آمریکا با ایران شده است
3- آیا آمریکا فقط در یک بعد و در یک راستا با ایران مخالفت و دشمنی می کند و یا خیر این ابعاد آنقدر وسیع و ریشه ای است که هر اندازه هم فعالیت به خرج دهیم باز هم قادر به روشن ساختن گوشه ای از واقعیتهائی که توسط آمریکا مخدوش به باور جاهنیان رسانده شده است نشویم
باری مطالب زیادی است که باید مورد بحث و بررسی قرار گیرد ولی بدلیل حوصله بخرج دادن و قرائت مطلب کوتاه می کنم
مساعدتهای مالی ایران به فلسطین را باید از دریچه سیاستهای تقابل ایران با آمریکا و در راس آن اسرائیل که آمریکا را عروسک گردان خود کرده است نگاه کرد و عکس العمل فلسطینیها به اعدام صدام یک اشتباه سیاسی فاحشی که ناشی از سیاستهای دخالت جویانه و موثر عربستان سعودی که خود دنباله رو آمریکا است می باشد و نباید این را از نظر دور داشت که پیرامون کشور مارا اعراب سنی که مخالف شیعه هستند دربرگرفته است
نمی دانم این مطالب شاید به مزاج خیلی ها نسازد ولی می دانم بعنوان یک ایرانی قلب همه ما ایرانی ها در جهت ارتقاء و بهبود وضعیت کشور و آبادانی و استقلال کشور و حرکت رو به جلوی فزاینده آن را خواهان است و قلبهایمان از استبداد و عقب ماندگی گذشته چرکین و زخم خورده است
با آرزوی ایرانی سرافراز
همه در جهت حمایت از رشد بالنده و مستقل

کوروش

این آقای رییس جمهور و سایر ین که برای همه چیز در دنیا آماده همکاری و اظهار نظر هستند چرا برای مردم خودشان حق و حقوق اولیه انسانی را چنانچه شایسته است قایل نیستند؟

 

ناشناس

آقاي عبدي عزيز درود!
با شما موافقم كه پايان زمستان سر بزرگ نفي هلوكاست بيرون خواهد زد اما آيا بهاري هم در پي خواهد داشت؟دو سال است كه دارم خون جگر مي خورم كه سر بزرگ خيلي چيزها دارداز زير لحاف بيرون مي زندچه برنامه اي براي مرحله پس از اين رخداد داريد؟!
باور كنيد دوستان فقط بر بر نگاهم كرده اند كه دچار هذيان گويي شده ام.با نقطه نظرات شما كاملا موافقم.بنظرم نفي هلوكاست بهانه بسيار زيركانه اي بود كه فكر مي كنم با يك توطئه كاملا حساب شده در دامن حکومت ایران گذاشته شد.طراح اين موضوع از تحصيلكرده هاي آلمان بوده است .بنظرم آلمان دو هديه گرانبها براي مبارزه با بنيادگرايي اسلامي به آمريكا هديه داده است يكي طراح حملات يازده سپتامبر و ديگري طراح نفي هلوكاست در سخنراني رييس جمهور ايران!
خوب مي دانم كه سر بزرگ بزودي از زير لحاف بيرون خواهد زد و اصلاح طلبان گوسفند قرباني عبور از اين مرحله به مرحله بعد خواهند بود.سوال شخصي من اين است شما براي بعد از زمستان؛نقشه بهار سرسبزي در دست داريد؟صادقانه مي گويم كه نظرات شما را قبول دارم هيچي نباشد چند پيراهن بيشتر از اين كمترين پاره كرده ايد.
دوستدارتان/حميدرضا

عبدی : بنده نقشه ای ندارم .چه کاره هستم که نقشه داشته باشم؟هر کسی که ادعای دارا بودن چنین نقشه هائی را بنماید کم تا قسمتی باید به عقلش شک کرد.


 

ابراهيم

متاسفانه حكومت ما براي مردم فلسطين نسبت به خود ما حقوق بيشتري قايل است.

عبدی : حتما دلیلش این است که حقوق بیشتر برای دیگران جا را برای آقایان تنگ نمی کند اما در مورد مردم خود فرق می کند.