یهودیان را به ایران منتقل کنیم!

 

27 آذر- ابراهيم نبوي - روز، فته پیش فیلم « پیانیست» رومن پولانسکی را در مورد کشتار یهودیان پخش کردند. روز بعدش یک شبکه اروپایی فیلم « ویلن زن روی پشت بام» را به عنوان یک فیلم یهودی کلاسیک پخش کرد.

همین جوری پیش برود تا یک ماه دیگر تبلیغات طرفدار یهودیان آنقدر در تلویزیون ها زیاد می شود که بقیه اروپایی های یهودی هم بروند به اسرائیل. از طرف دیگر سخنان احمدی نژاد باعث شده که کسی در اروپا دیگر جرات نمی کند در هولوکاست شک کند. کار به جایی رسیده است که پورمحمدی هم در آتن حرف احمدی نژاد را پس گرفت و گفت: « در مورد اظهارات احمدی نژاد درباره اسرائیل و درستی حادثه قتل عام یهودیان سوء تفاهم شده است، زیرا وی قصد ندارد این مساله را مطرح کند.» آگاهان پرسیدند: اگر وی قصد نداشت این مساله را مطرح کند چرا مطرح کرد؟ و اگر اشتباهی از دهانش در رفته بود، چرا دوباره اشتباهی از دهانش در رفت؟ پورمحمدی در آتن گفت: « این واقعه تاریخی رخ داده است، چه درست باشد و چه نباشد. ما قصد نداریم در این باره تحقیق کنیم.» آگاهان توضیح دادند منظور وزیر کشور این است که هنوز معلوم نیست کشتار یهودیان کار درستی باشد، شاید هم تحقیق شد و معلوم شد کار درستی نبوده است. از طرف دیگر خبرگزاری مهر طی تحقیقاتی بسیار دقیق اعلام کرده که تعداد یهودیان کشته شده در جنگ دوم جهانی شش میلیون نفر نبوده و فقط 4 میلیون و ششصد هزار یهودی در جنگ دوم جهانی کشته شده اند، لابد این تعداد هم چیزی نیست که اینقدر شلوغش می کنند.

احمدی نژاد به آشویتس برود
این دولت آلمان هم سرش با دست راستش بازی می کند، از یک طرف وزیر مشاور در امور خارجی آلمان گفت: « منع ورود احمدی نژاد را به آلمان بررسی می کنیم.» از طرف دیگر هم مجلس نمایندگان آلمان احمدی نژاد را به آشویتس دعوت کرد تا خودش اردوگاههای آدم سوزی را ببیند.
البته احمدی نژاد اعلام کرده که قبلا خودش یک بار برای زیارت به سوریه سفر کرده و در آنجا کوره های آدم سوزی را ندیده است، بنابراین دلیلی وجود ندارد که به آلمان برود.

جنگ کازرون و مش قاسم غیاث آبادی
من فکر می کنم این احمدی نژاد خودش خوب است، ولی دوروبری هایش بد هستند. احمدی نژاد مثل هر ایرانی دیگری که حداقل نیم ساعتی در زندگی توده ای بوده است و مثل هر ایرانی معمولا در یک سنی دائی جان ناپلئون می شود، فعلا در نقش دائی جان ظاهر شده است. اما مشکل ما با دائی جان ناپلئون نیست، بلکه مشکل ما با مش قاسم است. به نظرم دفعه اول احمدی نژاد وقتی داشت داستان جنگ کازرون( ببخشید سفر
نیویورک) را تعریف می کرد که« یک هو یک نوری آمد و او را احاطه کرد» ، زریبافان، به عنوان مش قاسم ریاست جمهوری، دیگر ولش نمی کند و اینقدر داستان دیدن نور را تعریف می کند که خود دائی جان هم باورش می شود. از طرفی یک آدمهای دیگری هم مثل سعیدلو( سردار مهارت خان) و زاهدی وزیر علوم( پوری فشفشو، تحصیلکرده فرنگ و دارای تحصیلات عالیه) هم در این داستان دخالت می کنند و ماجرا بیخ پیدا می کند.

اعراب و اسرائیل
موج مخالفت ها با اظهارات ضد یهودی احمدی نژاد همچنان ادامه دارد. واتیکان اعلام کرد: « شنیدن این چنین سخنان ضد یهودی از دهان رئیس جمهور ملتی با آن فرهنگ درخشان و کهن، تکان دهنده بود.»
یکی از آگاهان توضیح داد که احمدی نژاد ربطی به تاریخ و فرهنگ کهن و درخشان ایران ندارد و احتمالا اطلاعاتش درباره تاریخ ایران به اندازه اطلاعاتش درباره تاریخ عراق و تاریخ جنگ دوم جهانی است و حدس زده می شود که احمدی نژاد از تاریخ ایران باستان هم فقط می داند که داریوش کبیر سرسلسله غزنویان بوده و می خواسته با شکست دادن یونانیان از مسلمانان فرانسوی حمایت کند، البته مطمئنم همه چیز را در مورد قراردادهای وثوق چای و ترکمانچای و گلستانچای می داند. شاید به دلیل همین دانش وسیع تاریخی بود که نمایندگان مجلس دومای روسیه بعد از شنیدن سخنان احمدی نژاد، سخنرانی حداد عادل را در دوما لغو کردند، منتهی مثل بلژیکی ها او را پشت در نگاه نداشتند. یکی از شاهزادگان سعودی هم با نظرات احمدی نژاد مخالفت کرد و گفت که « ما هولوکاست را قبول داریم.» گروهی از نمایندگان مجلس هم قرار گذاشتند که بعدا اظهارات احمدی نژاد را بررسی کنند و ببینند که آیا گفتن این حرف ها درست بوده است یا نه. یکی از نمایندگان که نخواست اسمش فاش شود ولی فکر می کنم اسمش کوچک زاده بود، گفت: فعلا وقت نداریم، اگر بعدا که بخاطر این حرف ها جنگ اتفاق افتاد بررسی می کنیم ببینیم گفتن این حرف ها به مصلحت بود یا نه. آیت الله مشکینی، رابط امام زمان با دولت و مجلس نیز به شکل عجیبی گفت: « سخنان اخیر احمدی نژاد منطقی و حرف دل مردم ایران است.» بدنبال این اظهار نظر، یکی از آگاهان پرسید: اگر این سخنان منطقی بود که احمدی نژاد نمی گفت. یکی دیگر از آگاهان نیز گفت: اگر این سخنان حرف دل مردم ایران باشد که نمی تواند توسط احمدی نژاد زده شود. سومین شخص آگاه نیز گفت: اصولا اگر چیزی حرف دل مردم ایران باشد نمی تواند منطقی باشد. البته، فعلا مردم ایران در این مورد سکوت کرده اند، همزمان با این سکوت، دولت های عرب هم در مقابل سخنان ضدیهودی احمدی نژاد سکوت کرده اند. اما به نظر می رسد که مسلمانان کشورهای عربی و مسلمانان اروپا از حرف های احمدی نژاد خوششان آمده است. دلایل زیر برای این خوشنودی تا این لحظه کشف شده و قرار است دلایل جدیدی نیز اختراع شود:
اول: اصولا مسلمانان اروپا با انتقال یهودیان به اروپا موافقند، چون اگر اروپا خوب نبود مسلمانان ساکن اروپا، ممالک اسلامی شان مثل عراق و سوریه و مراکش و الجزایر را ول نمی کردند، بیایند در اروپا و در مملکت غربت گرسنگی و استبداد و بی حجابی را تحمل کنند و سالی شش تا بچه به دنیا بیاورند و حقوق بیکاری بگیرند.
دوم: مسلمانان سعودی و کویت و امارات متحده عربی و غیره هم دوست دارند که ایران پرچمدار مبارزه با اسرائیل شود، چون اگر این اتفاق بیفتد دیگر مجبور نیستند خودشان با اسرائیل بجنگند.
سوم: اصولا اسرائیلی ها هم دوست دارند به جای صلح با فلسطینی ها با آدمی مثل احمدی نژاد بجنگند، چون اگر با فلسطین صلح کنند افکار عمومی جهان به نفع فلسطین خواهد بود، اما اگر احمدی نژاد با آنان بجنگد، هم مطمئن هستند شکستی در کار نیست و هم افکار عمومی علیه فلسطین و اعراب تغییر جهت می دهد.

یهودیان را به ایران منتقل کنید
به دنبال اعلام این نکته توسط نماینده کلیمیان در مجلس شورای اسلامی که « اخیرا مشکلات استخدام و اشتغال کلیمیان به صورت چشمگیری کاهش یافته است.» من می خواهم پیشنهاد کنم که برای پایان بحران علیه ایران، یهودیان اسرائیل به ایران منتقل شوند. برای این پیشنهاد دلایل زیر را دارم:
اول: آنقدر که دولت ایران به فکر فلسطین است، هیچ کشوری به فکر فلسطین نیست، حتی خود فلسطینی ها هم به اندازه ایرانی ها به فکر حل مشکل اسرائیل و فلسطین نیستند. بخاطر همین دلسوزی است که ما در ایران سالانه حداقل سی درصد بودجه کشور را برای کمک به فلسطین و لبنان و سوریه و غیره صرف می کنیم تا این کشورها با اسرائیل بجنگند، در حالی که اگر یهودیان اسرائیل را به ایران منتقل کنیم، هزینه سکونت آنها در ایران از هزینه کمک های مالی ما بسیار کمتر می شود. ما می توانیم بخشی از استان اصفهان را که قبلا هم یهودی نشین بوده و هنوز هم هست بدهیم به یهودیان اسرائیل تا در آنجا به خوبی و خوشی زندگی کنند.
دوم: ما در طول سال میلیاردها دلار برای آمادگی نظامی صرف می کنیم که تمام این هزینه بخاطر اسرائیل است، ما حتی با آمریکا هم بخاطر اسرائیل دشمن هستیم. اگر یهودیان اسرائیل به ایران منتقل شوند، مشکل سیاست خارجی ما هم حل می شود، هم فلسطینی ها و لبنانی ها و مسلمانان از اینکه ما فلسطین را به آنها برگرداندیم، خوشحال می شوند و هم روابط ما با اروپا و آمریکا بهبود می یابد و هم اینکه دیگر از اسرائیل هم نمی ترسیم، چون اسرائیلی ها می شوند هموطن خودمان.
سوم: در حال حاضر اسرائیل شش میلیون و اندی جمعیت دارد، یعنی یک سوم جمعیت تهران، افزایش جمعیت اسرائیل به ایران هیچ مشکلی برای ما بوجود نمی آورد. چون در حال حاضر هم ما در ایران اگرچه 73 میلیون جمعیت داریم، اما بنا به گفته وزیر کشور 90 میلیون شناسنامه داریم، بنابراین در محاسبات ما که همیشه سی میلیون نفر اشتباه وجود دارد، فرقی نمی کند که 6 میلیون نفر کم یا زیاد بشود. ضمنا این شش میلیون نفر روی انتخابات و نتایج آن هم اثری نمی گذارند. وقتی سی میلیون نفر تاثیری در نتیجه انتخابات نمی گذارند، شش میلیون نفر که چیزی نیست.
چهارم: ایرانیان مقیم اسرائیل جامعه مهمی در میان اسرائیلی ها هستند، اگر یهودیان اسرائیل به ایران بیایند همین ایرانیان یهودی رابط ما با بقیه یهودیان اسرائیل می شوند، ضمنا رئیس جمهور اسرائیل هم که ایرانی الاصل است، همان موشه قصاب در ایران هم رئیس جمهور اسرائیل بماند. حتی با آمدن یهودیان اسرائیل به ایران نه تنها مشکل اسرائیل حل می شود، بلکه بسیاری از یهودیان ایرانی مقیم اروپا و آمریکا هم می توانند به ایران برگردند و سرمایه زیادی هم به ایران می آید.
پنجم: من فکر می کنم تنها ملتی که به اندازه ما با اعراب مشکل دارند یهودیان اسرائیل هستند، اصولا ما و اسرائیلی ها در مورد اعراب نظرات مشترک داریم. در حالی که ما اصولا با یهودیان مشکل نداریم و حتی دولت ایران هم بخاطر اسرائیل با یهودیان مشکل دارد، اگر اسرائیل بشود بخشی از ایران دیگر مشکلی با یهودیان نخواهیم داشت. و در آن حالت می توانیم با کمک یهودیان عزیز با دشمن تاریخی مان که اعراب هستند بجنگیم.
ششم: این پیشنهاد هم برای حزب اللهی ها خوب است و هم برای حزب اللهی های اسرائیل، چون تنها ملتی که در مورد مسائل اخلاقی و حجاب و فساد و این جور چیزها به اندازه ما غیرتی هستند یهودی های سنتی اسرائیل هستند. و فکر می کنم اگر آنها به ایران بیایند هیچ مشکلی با حجاب و مشروبات الکلی و مسائل اخلاقی ندارند، فقط ممکن است حزب اللهی های ایران و اسرائیل با هم دست به یکی کنند و علیه ایرانی های غیرحزب اللهی یک کارهایی بکنند.
هفتم: از نظر تاریخی اینقدر که یهودیان سابقه زندگی در ایران داشتند، در بیت المقدس چنین سابقه ای نداشتند، بنا براین از نظر تاریخی هم مشکلی نخواهد بود.
هشتم: یهودی ها یکی از مشکلات شان مسجد الاقصی است، ما در ایران سر هر میدان یک مسجد الاقصی داریم که می توانیم تعدادی از آنها را به یهودیان بدهیم.
نهم: مهم ترین مشکلی که اسرائیل دارد نداشتن زمین است و تنها مشکلی که ما نداریم زمین است. اگر بودجه ای را که دولت اسرائیل در سال برای مبارزه با ایران صرف می کند با بودجه ای که دولت ایران برای مبارزه با اسرائیل صرف می کند، جمع کنیم با پول آن می توانیم در منطقه سنتی بین اصفهان و یزد به اندازه کافی زمین بخریم و شش میلیون یهودی اسرائیلی به ایران بیایند.
دهم: من فکر می کنم با این پیشنهاد بخش وسیعی از مشکلات خاورمیانه و جهان حل می شود، اما حتی اگر این پیشنهاد مشکلی را حل نکرد و ما با اسرائیلی که در ایران تشکیل شده مشکل داشتیم، این موضوع هم به نفع ماست و هم به نفع اسرائیل که در یک جنگ این چنینی، دیگر برای حمله به همدیگر نیازی به سلاح اتمی و موشک دوربرد نداشته باشیم، چون وقتی در یک جا زنگی کنیم، با توپ و تانک هم می توانیم با هم بجنگیم و این از نظر اقتصادی به نفع همه است.

محمود و زری، زوج خوشبخت ایرانی
زریبافان یواشکی از زیر مصوبه مجلس در رفت. بدنبال تصویب مصوبه مجلس در مورد بیرون آمدن اعضای شورای شهر از دولت، زریبافان از مشاورت احمدی نژاد استعفا داد، اما اعلام کرد که چون دبیری هیات دولت کار اجرایی نیست بنا براین به آن کار ادامه می دهد. جالب این است که یک روز بعد از اینکه معلوم شد دبیری دولت کار اجرایی نیست، زریبافان دستور داد که: « وزیران ساختمان های اضافی شان را بفروشند.» هم زمان با عدم استعفای زریبافان مخبر کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس گفت: « دبیری هیات دولت شغل محسوب می شود. » اما واعظ آشتیانی عضو شورای شهر همین جوری راست شکمش گفت: « شورای شهر شغل تلقی نمی شود، بلکه عنوانی است افتخاری.» یکی از آگاهان گفت: خبر مرگتان! اگر شغل محسوب نمی شود چرا نمی روید کنار؟ این فرد آگاه به دلیل بی تربیت بودن از دادن هر نوع نظر دیگری در این صفحه ممنوع شد. اما تهران به مناسبت خبرهای مربوط به دولت شاهد یک خبر مهم بود. اعلام شد که « جشنواره هجده روزه خوشبخت ترین زوج ایرانی در تهران برگزار می شود.» آگاهان پیش بینی کردند که احمدی نژاد- زریبافان( با نام کوچک محمود و زری) به عنوان خوشبخت ترین زوج ایرانی شناخته شوند.

محمود نوری، محمود گریان شد
باز هم سفر، باز هم معجزه! احمدی نژاد به زاهدان رفت و علاوه بر اظهارات ضد اسرائیلی که موجب شور حضار و خشم غایبین شد، احتمالا کلی سوژه پیدا کرد که وقتی به تهران برگردد به عنوان معجزات سفرش برای فامیل و زریبافان و هیات دولت و علما تعریف کند. در جریان حضور احمدی نژاد در یکی از دانشگاههای زاهدان، فاطمه رخشانی، عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی سیستان و بلوچستان گفت: « من حاضرم شما را به جایی از این نقطه شهر ببرم که صدا و سیما هرگز مجبور نشود فقر آفریقا را نشان دهد. من حاضرم شما را به جایی ببرم که خانواده ها به خاطر فقر دختر خودشان را فروختند. من حاضرم شما را به جایی ببرم که زنی که شوهرش اعدام شد برای خوردن لقمه نانی دختر خود را فروخت.... شما هرگز نمی توانید درک کنید بر ما چه می گذرد.» در پی این گفته ها احمدی نژاد گریه کرد و از گریه وی به اندازه کافی عکاسی و فیلمبرداری شد. بعد از فیلمبرداری احمدی نژاد گفت: اگر فیلمبرداری تموم شده من اشکهامو پاک کنم.؟ آگاهان گزارش کردند که به دنبال گریه رئیس جمهور مشکل فقر در سیستان و بلوچستان حل شد و رئیس جمهور دستور داد برای حل مشکل قاچاق و دخترفروشی وفقر سیستم های دفاع موشکی کشور تقویت شود. همچنین قرار شد برای حل مشکل فروش دختران احمدی نژاد سریعا سه سخنرانی تند دیگر علیه اسرائیل بکند. روزنامه آلمانی دی ولت نوشت: « احمدی نژاد یک بازیگر ساده و بی استدلال نیست.» آگاهان توضیح دادند که ساده نیست، اما بی استدلال است. ظاهرا آلمانی ها نمی توانند بفهمند که چطور ممکن است یک آدمی اینقدر بی حساب و کتاب حرف بزند و رفتار کند و هنوز رئیس جمهور باشد.

ما شکایت کردیم و محکوم شدیم
حاج منوچ، معروف به منوچ جان( جمله قصار: می گردیم علاف نباشیم.) طی نامه ای از آمریکا به کوفی عنان شکایت کرد: وی در این نامه آمریکا را متهم کرد که حقوق بشر را نقض کرده است (برخلاف جمهوری اسلامی که حقوق بشر را نقض نمی کند.) متکی به « وجود بازداشتگاههای مخفی آمریکا اعتراض کرد» ( توضیح: بازداشتگاههای مخفی زندانهایی هستند که محل آن رسما اعلام نمی شود، مثل زندان 59 و زندان 39 و بازداشتگاه نیروی انتظامی و بازداشتگاه عشرت آباد.) متکی همچنین به اعمال شکنجه توسط آمریکا اعتراض کرد.( وی اعلام کرد که شکنجه در بیرون ایران واقعا عملی غیر انسانی است.) وی همچنین در مورد اسلام ستیزی اروپائیان نیز شکایت کرد، منتهی معلوم نیست چرا از آمریکا شکایت کرد. به دنبال شکایت منوچهر متکی از دبیرکل سازمان ملل در مورد نقض حقوق بشر توسط آمریکا، مجمع عمومی سازمان ملل متحد ایران را به دلیل نقض خشن حقوق بشر محکوم کرد.

سیب زمینی سرخ کرده و نسکافه
من نمی فهمم چرا آدم باید در مورد چیزی که متوجه نمی شود یا نمی شناسد حرف بزند. واقعا بعضی از دوستان چه تصوری از زندگی در پاریس دارند؟ یک دانشجوی تندروی مخالف احسان نراقی در یک پاسخ دندان شکن به وی نوشت: « آقای نراقی! شما بهتر است بازنشسته شوید و در شانزه لیزه سیب زمینی سرخ کرده و نسکافه بخورید.»
توضیح اول: آدمی که مثل نراقی در پاریس زندگی می کند هرگز برای خوردن نسکافه و سیب زمینی به شانزه لیزه نمی رود و اصولا هیچ کس در پاریس برای خوردن نسکافه و سیب زمینی سرخ کرده به شانزه لیزه نمی رود.
توضیح دوم: اصولا در پاریس یا در هر جای دیگر دنیا هیچ کس سیب زمینی سرخ کرده را با نسکافه نمی خورد، بلکه همبرگر را با سیب زمینی سرخ کرده می خورند.
توضیح سوم: اصولا فرانسوی ها یا هر اروپایی دیگر نسکافه نمی خورد، بلکه قهوه می خورد.
توضیح چهارم: اصولا احسان نراقی قهوه نمی خورد، بلکه چای می خورد، چای را هم با سیب زمینی سرخ کرده نمی خورد.
توضیح پنجم: لطفا در موقع انتخاب غذا دقت کنید.