|
نازک دلی های سیاسی روشنفکران غرب
و عمق فاشیسم مذهبی
دکتر کاظم ودیعی
برداشت
های یهود
هرگاه جنگی میان مسلمانان عرب و اسرائیل
رخ داده است روشنفکران چپ گرا و یا
چپ زن راست رو اسرائیل را علی الحساب و
پیشاپیش محکوم کرده اند باین دلیل که
اسرائیل مورد حمایت امریکاست. پس جوهر
فکرشان از همان نگرش چپ بین المللی نشأت
گرفته است. اینک که اسرائیل در جنگ با حزب
الله است باز حق را ببهانه لبنان بفهمی
نفهمی به حزب الله می
دهند. در
این حال و هوا چنانکه مرسوم چپ است
هنرمندان و سینماگران و نویسندگان زیر
لوای بشردوستی دست به تظاهراتی به مدد
سازمان های بزک کننده چپ نیم مرده روسی
اروپائی می زنند مگر جاذبه قلم و محصولات
هنریشان پاسخی به بازاریابی
هنرور آنها دهد.
طاهربن جلول
نویسنده مراکشی که از شهرتی کافی برای
نوشتن در لوموند چپ زن راست رو برخودار
است معتقد است که: یهودیان و مسلمانان در
مراکش از همزیستی اجتماعی کاملی
برخوردارند و درین سخن تکیه می کند به
مورخ معروف هئیم ذفرانی. کسی منکر اعتدال
نظام شریفی مراکش که در آن شاه رئیس مذهب
هم هست نیست، البته در مقایسه با دیگر
کشورهای اسلامی بویژه عربستان سعودی و
جمهوری اسلامی ایران. ولی در کشوری مثل
مراکش که ۷/۹۸ درصد جمعیت مسلمان اند
نشان دهید یک فرد یهود مراکشی که درین
نظام شریفی بصورت دموکراتیک طی مدارج
اجتماعی سیاسی کرده باشد. یهودیان حتماً
در این کشور در امن و امان کار می کنند
ولی در ضمیرخود جدا می مانند و در ضمیر
مسلمانان نیز. مراکش مثل اعلای همزیستی
مسلمان و یهود است ولی شمار کم یهودیان در
مقایسه با شمار بسیار زیاد مسلمانان موجب
شده تا اولی ها در دومی ها ذوب شوند.
این تبعیض در ایران قبل از انقلاب اسلامی
هم بود و با وجود اینکه یهودیان ایران را
از عهود قبل از اسلام موطن وحامی خود می
دانستند و در آن بکار و کسب و انجام مراسم
دینی مشغول بودند و طبق قانون اساسی
مشروطه پادشاهی نمایندگانی در مجلس داشتند
و نخبۀ یهودیان در دانشگاه یا در مقام
استاد و محقق و مانند آن از احترام بسیار
برخوردار بودند ولی در لایه های زیرین
فرهنگ اسلامی مردم عیار ضد یهود بچشم می
خورد و از آن مثالهای بسیار موجود است که
شرح آن مطبوع نیست. مسیحیان و مسلمانان
میراث فرهنگی ضد یهود خود را از کتب مقدس
و تعلیمات ناشی از آن کسب کرده اند
بنابراین گرچه قانون در هیچ جا علیه آنها
نیست ولی احساسات مبنی بر فرهنگ مسیحی و
اسلامی حامل آن است. بنابراین قبول باید
کرد که این بارنامه فرهنگی بهنگام
برافروخته شدن منازعات بشکلی و بوقت آرامش
یا بشکل دیگر ظهور می کند پس بصرف اینکه
بگوئیم هدف ما دولت اسرائیل است نه ملت و
مردم یهود و بهانه دولت اسرائیل هرچه
بتوانیم بار ملت و دولت مربوط کنیم درست
نیست بخصوص هرگاه نزاعی روی داد افکار
عمومی بصورتی قاطع پشتیبان دولت یهود بوده
است. و نیز شاهدیم که جماعتی هنوز به
گورستانهای یهودیان در کشورهای غرب اروپا
تجاوز علنی کرده نبش قبر می کنند که شرم
آور است در حالیکه هرگز دیده نشده که
یهودیان به چنین اعمال دست زنند.
وقتی خمیرمایه جنگ مذهبی وسیله سردمداران
مهیا باشد طبعاً بنیادگرایان از آن برای
پیشبرد مقاصد جاه طلبانه خود مستمسک می
سازند و توده خام خیال ورز را مسلح به
تعصباتی می کنند که از آن رؤسای بزرگ برای
ابراز نفرت زاده می شود و ظاهراً حزب الله
از جمله فرزندان و آقای احمدی نژاد از
جمله هادیان این نفرت اند.
این جنگ ناشی از سیاستهائی نیست که متکی
به حقوق بشر است بلکه زاده سیاست هائی است
که متکی اند بر آموزشهائی که می گوید این
است و جز این نیست (اِنّ). هر برداشتی در
هر دین و مذهب که اساسش بر نفی دیگری باشد
در نهایت نافی خویش است و نطفۀ جنگ را در
رحم دارد.
احتیاط در جهت گیری
آموس جیتائیA.Gitai
سینماگر اسرائیلی معتقد است هرگاه کار
صلح برونق می افتد بنیادگرایان وارد گود
می شوند. راست است. ولی اگرجامعه مصون از
آموزش های یکسویه نباشد بنیاد گرا مستأصل
می ماند. اگر تفاهم را طالب هستیم حق
نداریم نفرت را تزریق کنیم و کیست که
نداند مکتب و مکاتب رنگارنگ بنیادگرایان
بر اساس نفرت کار می کنند.
نفرت علیه یهودیان در دنیای ما رفته رفته
منتهی به نفرت علیه تنها دولت و کشور یهود
شده است و میراث بران هیتلر و استالین و
خمینی امروز پشت پردۀ دفاع از مردم لبنان
که البته دفاع مقدسی است دانسته یا
ندانسته مبارزه امریکائی ضد تروریسم را
تخطئه می کنند و به این بهانه که اروپا و
امریکا دو راه حل برای یک مسئله دارند جنگ
فکری اروپا و امریکا را پیش می کشند. در
حالیکه اروپا و امریکا لااقل از ورای
همکاری فرانسه و امریکا امروز چیزی جز
تضمین آتش بس یا ختم جنگ و تعهد خلع سلاح
حزب الله نمی جویند. باری صاحبنظران
اروپائی حق دارند از منافع کشور خود در
رابطه با ایران وغیره دفاع کنند ولی حق
ندارند از تلاشهای همسوی دوسوی اقیانوس
اطلس به سستی یاد کنند. زیرا بنیادگرایان
تشنه عدم توفیق تلاش آنها در سازمان ملل
هم هستند.
دفاع آقای ژیل کپل
G. Kepel
ازحمس به بهانه اینکه مردمی را مثل آقای
احمدی نژاد به رأی دادن بسود خود کشانده
درست نیست چگونه استاد علوم سیاسی
اساسنامه حمس را که ذاتاً ضد یهود و ضد
اسرائیل است هضم و توجیه می کند؟ (لوموند
۰۹/۰۸/۲۰۰۶). با این جهت گیریها می توان
دولتی را خشنود کرد ولی نمی توان اذهان را
از آلودگی های فرهنگ ضد امریکائی و ضد
اسرائیلی زدود.
اختلاط عمیق حزب الله- لبنان
حزب الله در خاک لبنان عمل می کند ولی
همیشه لبنانی عمل نمی کند. آیا می شود
پذیرفت که آئین حزب الله حسن نصرالله به
تصادف در راستا و مؤید هدف گیری های آقای
احمدی نژاد رئیس جمهوری اسلامی ایران است؟
آیا می توان باور کرد که سفرهای متعدد
سران حزب الله به تهران برای حفظ امنیّت
لبنان است؟ در این صورت احمدی نژاد و
یاران و لاریجانی و یاران به تفنن دم به
دم اسرائیل و کل غرب را تهدید می کنند؟
بقول خانم ترزدلپس
Th. Delpecn
محقق معروف: ایران بدون بمب تهدید می کند
چه خواهد کرد اگر صاحب بمب شود (فیگارو
۰۷/۰۸/۲۰۰۶)
لبنان نه می میرد و نه کسی قادر است آن را
بمیراند. این کشور یک یقین تاریخی است.
اتفاقاً دنیای آزادی یکجا طرفدار و مدافع
یک لبنان مستقل است و دلیل بارز آن توافق
بر استقرار قشون پانزده هزارنفری کشور
لبنان در منطقه حزب الله است و قطعنامه
اخیر سازمان ملل دلیلی است بر آن.
از جمله هدف های ایران و حزب الله اختلاط
مسئله یک حزب الله تا دندان مسلح و بنیاد
گر است با مسئله یک کشور بنام لبنان که
حزب الله می خواند بجای آن عمل می کند.
بیداری در اردوی شیعیان جهان
درجهان اسلام شیعیان یکسو و یکپارچه
نیستند. وحدت نظر و وحدت عمل آنها لفظی
است. شیعیان عراق و عربستان سعودی و
کویت و قطر و بحرین وحتی شیعیان همین
لبنان هم افقی ندارند. این تبلیغات ایران
ولائی است که مایل است با جاه طلبی های
خود بعنوان قطب شیعیان جهان دیگران را پشت
سرنهند. در حالیکه تشیع حکومتی ایران
ولائی اساسی بر بنیاد گرائی مطلق دارند
بسیاری در سواحل جنوبی خلیج فارس متمایل
به راه حل های دموکراتیک برای خروج از بن
بست های شریعتی شده اند. انتخابات اخیر در
بحرین و قطر امیدوار کننده است. عربستان
که قطب تعصبات بود در صدد نرم ساختن احکام
شرعی و گشودن راهی به خروج از شیوه های
سخت و سنن متحجر سلفی وهابی برآمده است.
انزوای ایران در جهان شیعیان این کشور
ولائی را مجبور ساخته تا همّ خود را بر
یافتن همفکرانی چون چاوز ونزوئلائی در
امریکای جنوبی نهد مگر در مبارزه علیه
امریکا تنها نماند. غافل از آنکه روزی که
چاوزها بنا شود بین امریکا و ایران ولایت
فقیهی انتخابی کنند بی شک بدلایل
جغرافیائی کنار آمدن با امریکا را بخویش
تجویز خواهند کرد. اما مبادا از این نکات
که گفته شد این نتیجه را بگیریم که ایران
به سبب تنها شدن و جدا ماندن از دیگر ملل
و اقلیت های شیعوی در دیگر کشور ها راه به
نرم شدن خواهد یافت. چنین نیست. بعکس
ایران مایل است در ایران احساسات شیعوی
مردم را با احساسات ملی و باستانی گره زند
و از آن ابزاری کار ساز برای مقاومت
بسازد. مسلماً تا حدی در این راه موفق هم
شده و خواهد شد. معهذا این مقدار از توفیق
در برابر آن همه ناکامی در درون جوامع
شیعه و در برابر افکار عمومی کفه ترازو
را به سمت غرب و اقمار غرب خواهد کشانید.
بیداری شیعیان در عراق و دیگر کشورها حربۀ
مهمی است برای غرب تا خشونت ایران را افشا
کند. و چون ایران احمدی نژاد واقعاً در
نهایت بنیادگرائی خود عمل می کند هیچ بعید
نیست حرکت تازه ای در ایران نطفه بندد تا
به نام نجات انقلاب اسلامی وارد عرصه شده
و جبهه نه چندان عمیق و وسیع احمدی نژادها
را مجبور به دادن قربانی کند. مگر آنکه
بقول گی سورمان
G. Sorman
محقق اسلام شناس تعصبات به حکم تاریخ بر
اعتدال سیاسی غلبه ای سخت کند. که چنین
مباد.
غرب چابک
غربیان به مدد سازمان ملل متفقاً در این
هفته به قطعنامه شماره ۱۷۰۱ رأی دادند تا
جنگ اسرائیل و حزب الله قطع و لبنان با
استقرار پانزده هزار سرباز تمامیّت ارضی
خود را تضمین کرده مقدمات خلع سلاح حزب
الله فراهم شود. دولت لبنان این طرح را
پذیرفته است و چه به ازین که روحیات ملی
در این کشور تاریخی جای تلقینات شیطانی
بنیادگرایان را بگیرد. حسن نصرالله به سبب
انتقادات درون حزبی هم این قطعنامه را
تأیید کرده است. و دولت اسرائیل مسلماً
آنرا تصویب خواهد کرد. اوج گرفتن نارضایتی
ها در درون حزب الله ناشی از ضعف رهبری
شیخ حسن نصرالله است که به سبب سرسپردگی
غیرعادی اش به سران افراطی ایران امری
طبیعی است.
تأخیر غربیان در یافتن راه حلی بر مشکلات
از سوی دول بزرگ تا حدی قابل پیش بینی
بود. لازم بود اسرائیل با حمله به مواضع
نظامی حزب الله در سراسر جنوب تا کناره
رودخانه لیتانی میزان مقاومت و تسلیحات
حزب الله را از جاسازی های ساده در بخش
مسکونی روستاها تا بونکرهای عظیم و مخازن
اسلحه و انواع سلاح را به رخ دولت لبنان
بکشد و اگر این برنامه صورت نگرفته بود
افکار عمومی از ابعاد خطر آگاهی لازم نمی
یافتند. امین جمایل در مصاحبه ای اخیراً
گفت یک طرح صرفاً ایمنی برای لبنان کافی
نیست او که رئیس جمهور لبنان به سالهای
8-1982 بود به خوبی از عمق خطر در کشورش
آگاه است و جز به خلع سلاح حزب الله راضی
نمی شود.
اثرکشف
شبکه ای از تروریستها در لندن
کشف شبکه ای از تروریست های مجهز به بمب
مایع برای انفجار هواپیماها در لندن حرف
ها برانگیخت که مبادا برای تسریع در تصویب
قطعنامه سازمان ملل باشد. ولی حتی اگر
چنین باشد و کسی هم تندتر از آن، نتیجه
مثبت بود. زیرا از دوشنبه 14 اگوست خون
کمتری در لبنان ریخته خواهد شد. الیویه
رواO.
Roy
رئیس
مرکز ملی تحقیقات علمی فرانسه ناراضی است
که در این گونه از وقایع معمولاً جز افراد
بی اهمیتی دستگیر نمی شوند و مهره های
اصلی سرجای خود می مانند. او می گوید «
J.D.D-13/8/2006
» شبکه تروریستهای پاکستانی و القاعده در
رابطه با جوانان گمراه انگلستان اند. این
ها دستگیر می شوند و چیزهائی کم اهمیت می
گویند. او می گوید دولت های پاکستان با
تروریسم مماشات می کنند و این اول بار است
که افرادی از درون شبکه های پاکستانی
رفقای خود را لو میدهند! بنابراین دستگیری
ها به موقع بوده و جهان به وحدت عمل در
جنگ علیه تروریسم نزدیک می شود. وقتی
برادر بن لادن در ایران آزاد می شود و
بیست و چند نفر جوان 17 تا 25 ساله وابسته
حتمی برابر حساب بانکی آنها به القاعده
دستگیر می شوند وقتی پلیس نمی تواند همه
اطلاعت خود را به رسانه ها بدهد بهتر است
با حوصله بیشتر بقاضایا بنگریم. باید
دریابیم چگونه چین و روسیه و دیرگان به
اتفاق آراء رسیدند در سازمان ملل؟ آیا
معنای آن این نیست که ابعاد تروریسم
اسلامی وسیعتر از آنهاست که پنداشته شده
است ؟
بعضی از محققان تنها به قربانی های آخرین
روزهای لبنانی اشاره می کنند
(آندره گلوکسمن A.Glucksman).
بسیاری از لبنانی ها از جمله البرت حداد
وسیله اینترنت مدعی اند که لبنان در
جنگهای داخلی بیش از سیصد هزار تَن در سی
سال اخیر مستقیم و غیر مستقیم کشته داده
است و اینک نمی توان بهانه کشتارهای دیگر
نقاط لبنان را آرام داد و اسرائیل را محق
ساخت. مسئله، مسئله ای عمومی و متعلق به
سراسر خاورمیانه و خاور نزدیک است. روزی
باید جنایات بنیاد گرایان اسلامی بعدد و
رقم درآیند تا مردم ابعاد وحشت بزرگ فعلی
را بسنجند.
کشوری را در دست بنیادگرایان وانهادن و
دست آنها را بر انواع جنایات باز داشتن و
جنگ داخلی را دست کم گرفتن و رنگ و روغن
بنام دموکراسی بومی ـ عقیدتی بر آن زدن می
شود عراق امروز که باب طبع مردم عراق نیست
و مورد استهزاء پوتین هم هست. که امریکا
در آن وجودی مؤثر نیست و ضمناُ می ترسد
آنرا تخلیه کند. هرجا قاطعانه مردم
نایستند همانجا بنیادگرایان لانه می کنند.
در این دو سه هفته اخیر حزب الله دریافت
که تسلط بر لبنان محال است. روزی بیاید که
ایران ولائی دریابد که خلافت شیعیان جهان
رؤیائی بیش نیست. و ایرانیان عرق ملی و
باستانی خود را هدیه فاشیست های مذهبی نمی
کنند. |