نسخه چاپی                          

  

 طرح تقسیم خاک اسرائیل
 اعلام استقلال اسرائیل
 جنگ استقلال اسرائیل
 سالهای نخست استقلال
 سالهای دهه 1960
 تهاجم عربی به اسرائیل

طرح تقسیم خاک اسرائیل

یهودیان اسرائیل هنگامی که دریافتند حکومت قیم انگلیس به هیچ قیمت حاضر نیست از سیاست محدود ساختن ورود یهودیان به این سرزمین دست بکشد، به مبارزه علنی با آن حکومت برخاستند و سازمان مقاومت ملی بوجود آوردند. ارتش بریتانیا نیز به انتقام جوئی پرداخت و بسیاری از یهودیان را بازداشت کرد و علیه ساکنان یهودی خشونت در پیش گرفت. همزمان، اعراب فلسطینی با نگرانی و وحشت شاهد موج مهاجرت مخفی یهودیان به خاک خود بودند و میکوشیدند با عملیات خشونت آمیز آنان را به هراس بیاندازند تا شاید این سرزمین را ترک گویند. در آن دوران هر از گاهی اعراب به یهودیان حمله میبردند و قصد جان آنان را داشتند.

دولت بریتانیا در سال 1947 هنگامی که اتلی سمت نخست وزیری را بعهده داشت اعلام کرد که در تلاش خود برای ایجاد آشتی بین یهودیان و اعراب با شکست روبرو شده و ادامه این وضع را غیرقابل تحمل میداند و خواهان بیرون بردن همه سربازان خود از این سرزمین و پایان بخشیدن به قیمومت خود در این خاک میباشد.
در 29 نوامبر 1947 مجمع عمومی سازمان ملل متحد طرح تقسیم سرزمین تاریخی اسرائیل را به دو کشور یهودی و عربی، با اکثریت دو سوم آراء مورد تصویب قرار داد. یهودیان و اعراب هر دو ناخشنودی خود را از این طرح اعلام کردند و آن را غیرعادلانه خواندند. یهودیان میگفتند نقاطی که به آنها اختصاص داده شده فاقد ارتباط زمینی با یکدیگر میباشد و شهرکها پراکنده و جدا از یکدیگر است و نمیتواند بصورت یک کشور واقعی درآید. اعراب هم برای یهودیان هیچ حقی قائل نبودند و عقیده داشتند که سراسر این سرزمین باید در تسلط آنان قرار گیرد.

با اینهمه، یهودیان به رهبری آژانس یهود (הסוכנות היהודית- سوخنوت) موافقت خود را با طرح تقسیم سرزمین پدری اعلام داشتند و تصمیم سازمان ملل را پذیرفتند. ولی رهبران کشورهای عرب سیاست آشتی ناپذیری در پیش گرفتند و این طرح را قاطعانه رد کردند و نواحی یهودی نشین را مورد حمله قرار دادند و اعلام داشتند که یهودیان را به دریا خواهند  ریخت و بر سراسر این سرزمین مسلط خواهند شد.

در همان ماههائی که سربازان انگلیسی به تدریج از این سرزمین خارج میشدند، تهاجم اعراب و عملیات قتل و خونریزی آنان علیه یهودیان شدت گرفت. ولی یهودیان دلاورانه به دفاع از خود پرداختند و حملات اعراب را دفع کردند و در 14 ماه مه سال 1948 استقلال کشور اسرائیل اعلام شد.

اعلام استقلال اسرائیل

در تاریخ 14 ماه مه سال 1948 ، در تالار نمایندگان ملت در تل آویو، داوید بن گوریون، رهبر جامعه یهودیانی که به سرزمین پدری بازگشته و زندگی نوین خود را آغاز کرده بودند، استقلال دوباره کشور اسرائیل را اعلام داشت و بیانیه استقلال را با صدای بلند و محکم قرائت کرد.

در این بیانیه از جمله آمده است: «در سرزمین اسرائیل قوم یهود بوجود آمد، در آنجا هویت معنوی و مذهبی و ملی خود را بدست آورد و فرهنگی بوجود آورد که بر اساس ارزشهای ملی و جهانی بنا گردیده است، و در این سرزمین بود که یهودیان کتاب جاودانی تورات را به جهانیان عرضه داشتند. قوم یهود پس از آنکه از سرزمین مقدس رانده شد، در تمام کشورها پراکنده گردید- ولی به سرزمین پدری وفادار ماند و به امید بازگشت به آنجا و بدست آوردن دوباره خود فرمانی،همواره دعا خواند. با توجه به این رابطـه تاریخی، یهودیان طی قرون متمادی کوشیدند به سرزمین نیاکان خویش بازگردند و حکومت یهود را دوباره به وجود آورند. در سالهای اخیر مهاجرتهای دسته جمعی آغاز شد. یهودیان بیابان را حاصلخیز کردند، زبان عبری را زنده ساختند، شهرها و روستاهای متعدد برپا کردند و جامعـه کوشائی بوجود آوردند که در حال گسترش دائمی بوده و زندگی اقتصادی و فرهنگی ویژه دارد. در روز 29 نوامبر 1947 مجمع عمومی سازمان ملل متحد طرحی تصویب کرد که در آن ایجاد یک کشور یهودی مستقل در سرزمین تاریخی اسرائیل پیش بینی شده بود. سازمان ملل اهالی این سرزمین را فرا خواند تلاش لازم را برای اجرای این طرح بعمل آورند. بنابراین، ما اعضای شورای ملی، که به نمایندگی از سوی قوم یهود و جنبش صیونیسم جهانی در این مجمع رسمی گرد آمده ایم، با استناد به حقوق تاریخی و طبیعی ملت یهود و طبق تصمیم مجمع عمومی سازمان ملل، تشکیل کشور یهود را در سرزمین تاریخی اسرائیل اعلام میداریم و آن را به نام کشور اسرائیل میخوانیم».

جنگ استقلال اسرائیل

از ماه نوامبر سال 1947 که طرح تقسیم سرزمین تاریخی اسرائیل بین دو کشور یهودی و عرب اعلام گردید، اعراب که گفته بودند این قطعنامه سازمان ملل را پاره کرده و آن را  به دور خواهند ریخت، تعرض و دست اندازی علیه آبادیها و شهرهای یهودی نشین  این سرزمین را از سر گرفتند و خشونت و خونریزی در ابعاد گسترده تری ادامه یافت. ولی جامعه یهودی در سرزمین اسرائیل، همزمان با دفاع از خویش و دفع حملات دشمن، به تدارکات برای اعلام استقلال و برپائی کشور نوین اسرائیل ادامه داد. کشورهای مقتدر عرب آن روز، برای جلوگیری از اجرای قطعنامه سازمان ملل و نابود ساختن اسرائیلی که هنوز پا نگرفته بود، اهالی یهودی این سرزمین را هدف حملات منظم قرار دادند و علیه آنان اعلام جنگ کردند. ارتشهای مصر، عراق، لبنان، سوریه و ماوراءاردن و واحدهائی از ارتش عربستان سعودی، اهالی این سرزمین را از هر سو مورد تهاجم قرار دادند. یهودیان از جنگ افزار عمده ای برای دفاع از خویش برخوردار نبودند و سلاح سنگین آنان، تنها شامل چند توپخانه میشد. آنها حتی یک تانک یا هواپیمای جنگی در اختیار نداشتند. ولی یهودیان با برخورداری از روحیه قوی، میدانستند که از جان زن و فرزند و از کاشانـه خویش دفاع میکنند. آنها تقریبا" با دست خالی، تهاجم ارتشهای منظم عرب و نیروهای چریکی را دفع کردند. کیبوتسها (آبادیهای اشتراکی) که در نواحی دورافتاده و مرزی قرار داشتند، پایدارترین هسته های مقاومت محسوب میشدند. آنها در شرائط بسیار دشواری با ارتشهای منظم به نبرد پرداختند و از پیشروی آنها به سوی شهرها و آبادیهای مرکزی اسرائیل جلوگیری کردند. جنگ استقلال اسرائیل، که حدود یک سال ادامه یافت، در حالی پایان گرفت که اعراب نه تنها نتوانسته بودند حتی یک وجب از خاکی را که در طرح سازمان ملل به کشور یهود اختصاص داده شده بود تصرف کنند، بلکه بخش عمده ای از خاکی نیز که به تشکیل کشور عربی اختصاص یافته بود به تسلط اسرائیلیان درآمد.

ولی در جبهه اورشلیم، جنگ بسیار دشوار و نابرابر بود. یهودیان در این جبهه شکست خوردند و در ماه مه 1948 ناچار شدند شرق اورشلیم را به ارتش ماوراء اردن بسپارند. اهالی محله یهودی نشین این بخش از اورشلیم به اسارت اردنیها درآمدند و شهر مقدس اورشلیم به دو پارچه تقسیم شد و اسرائیلیان که غرب شهر را در اختیار داشتند از ارتباط  با  «کتل همعراوی» (כותל המערבי- دیوار ندبه) و محله یهودی نشین شرق اورشلیم و دانشگاه عبری اورشلیم محروم گردیدند.

از دست دادن شرق اورشلیم و اماکن مقدس آن، زخمی در قلب ملت یهود به جای گذاشت که تنها پس از جنگ شش روزه سال 1967 و آزادی شرق اورشلیم التیام پذیرفت.

در طول یک سال جنگ خونین، چند بار آتش بس های کوتاه اعلام گردید. جنگ بطور رسمی در ژانویه 1949 در حالی پایان یافت که مرزهای کشور در مقایسه با طرح تقسیم در  قطعنامـه سازمان ملل، چند هزار کیلومترمربع گسترش یافته بود. باقیمانده زمینی که طبق طرح سازمان ملل به کشور عربی اختصاص داده شده بود، تحت تسلط کشورهای عرب همسایه درآمد. کرانه باختری رود اردن را دولت اردن صاحب شد و مصر بر نوار غزه مسلط گردید و برپائی کشور مستقل عربی منتفی شد. در نیمه دوم سال 1949 کشورهای مصر، لبنان، اردن و سوریه با اسرائیل قرارداد آتش بس امضا کردند.

در ماههائی که ارتشهای عرب با اسرائیل در حال جنگ بودند و قصد داشتند مردم این کشور را به قتل برسانند و یا آنان را به دریا بریزند، چند صد هزار نفر از فلسطینیان مقیم این سرزمین از خانه های خود گریختند و به سرزمینهای عربی پناه بردند- با این تصور که پس از یک دوران کوتاه جنگ و نابود کردن اسرائیلیان، آنها خواهند توانست پیروزمندانه به این سرزمین بازگردند.

حاج امین الحسینی مفتی اورشلیم، و سران ارتش مصر به اعراب قول داده بودند که در ظرف دو هفته همه اسرائیلیان را به دریا خواهند ریخت. رهبران جامعه عرب به اعراب فلسطینی دستور داده بودند خانه ها و آبادیهای خود را ترک گویند تا ارتشهای عرب سریعتر بتوانند پیشروی کرده و هرچه زودتر اسرائیلیان را قتل عام کنند. هدف از این دستور آن بود که در جریان نبرد و تبادل آتش آسیبی به جان اعراب وارد نیآید. در موارد بسیار معدودی، ارتش اسرائیل ناچار شد به اهالی روستاهای عرب دستور تخلیه بدهد، ولی اکثر  اعراب دیگر به اختیار خود و بدنبال فراخوانی جامعه عرب تصمیم به ترک خانه های خویش گرفتند.

هنگام امضای پیمان آتش بس، شمار اعرابی که در خاک اسرائیل باقی مانده بودند بر 160 هزار نفر بالغ میشد که اسرائیل به همه آنان، بدون استثنا مقام شهروندی و تابعیت اسرائیلی اعطا کرد. در طول حدود 50 سال اول استقلال، شمار اعراب اسرائیلی از یک میلیون نفر هم تجاوز کرد و اکنون بر یک میلیون و دویست هزار نفر بالغ میشود.  

سالهای نخست استقلال

با اعلام استقلال و برپائی رسمی کشور اسرائیل، با آنکه هنوز جنگ ادامه داشت، سیل مهاجرت یهودیان به سرزمین نیاکان خویش آغاز گردید. در ظرف سه سال اول، در نتیجه ورود دهها هزار نفر مهاجر از سراسر جهان، شمار اهالی یهودی سرزمین اسرائیل به دو برابر افزایش یافت و به 4/1 میلیون نفر بالغ شد. شمار قابل توجهی از این مهاجرین، یهودیانی بودند که از جنگ جهانی دوم و فجایع «شوآ» (שואה- هولوکاست- فاجعه کشتار یهودیان در جنگ جهانی دوم) نجات یافته و در اردوگاههای موقت در کشورهای آلمان، اتریش و ایتالیا اسکان داده شده بودند. با اعلام استقلال ، چند کشور عربی یهودیان خود را مورد آزار و تهدید قرار دادند و دولت عراق فرمان اخراج همه یهودیان را صادر کرد و اسرائیل آنان را با آغوش باز پذیرفت. اکثریت قریب به اتفاق یهودیان لیبی و یمن نیز که از آن کشورها اخراج گردیده بودند رهسپار اسرائیل شدند. همچنین شمار زیادی از یهودیان رومانی، بلغارستان، لهستان و ترکیه نیز به اسرائیل مهاجرت کردند.

برخلاف مهاجرینی که پیش از استقلال به اسرائیل آمده و افراد تحصیل کرده و صاحب حرفه بودند، اکثر مهاجرینی که با اعلام استقلال، از کشورهای نامبرده رهسپار اسرائیل گردیدند تقریبا" با دست خالی آمدند و کشور نوپای اسرائیل با اقتصاد ضعیف و درآمد ناچیز خود، به خوبی قادر نبود به آنها رسیدگی کند.

در همان حال، اعرابی که از اعلام استقلال اسرائیل به خشم درآمده بودند، در کشورهائی چون مراکش، لیبی، سوریه، مصر و عراق یهودیان را مورد تعرض و تهاجم قرار دادند که منجر به خروج دسته جمعی دهها هزار نفر از آنان گردید و اسرائیل علیرغم ناتوانی اقتصادی خود، وظیفه ملی و مذهبی خود میدانست که هرچه زودتر آنان را در خود پناه دهد. در ایران و ترکیه،  با آنکه دو کشور مسلمان بودند، ولی با داشتن دولتهای مرکزی قوی از تحریک احساسات مردم علیه یهودیان جلوگیری کردند و یهودیان ایران با خطر ملموسی روبرو نشدند. ولی در ماه مارس 1950 در کردستان ایران برخی یهودیان مورد حمله قرار گرفتند و 12 نفر از آنان به قتل رسیدند.
 

پس از اعلام استقلال، یهودیان مقیم کردستان ایران و نقاط دیگر تصمیم گرفتند به اسرائیل مهاجرت کنند. هزاران نفر از یهودیان شهرهای مختلف ایران نیز قصد مهاجرت داشتند. دولت ایران نه تنها از خروج این یهودیان جلوگیری نکرد، بلکه به یهودیان عراقی نیر که به خاک ایران پناهنده شده بودند امکان داد از طریق تهران رهسپار اسرائیل شوند.

این توده های کثیر مهاجرین تازه وارد  به اسرائیل نوپا، به مسکن، خوراک، پوشاک، پزشک، کار و تحصیل نیاز داشتند. ملت اسرائیل در حالی که با یک دست با مهاجمان عرب می جنگید، با دست دیگر برای جذب و اسکان مهاجرین  و تامین نیازهای آنان به تلاش میپرداخت و همزمان، مردم کشور با فداکاری و ایثار به برپائی نهادها و بنیادهای مورد نیاز وطن خود مشغول بودند و سازمانها و تاسیسات و کارخانجات و مؤسسات یک کشور مدرن را ایجاد میکردند. از آنجا که در آن سالها اسرائیل آذوقه کافی در اختیار نداشت، دولت ناچار شد شیوه سهیمه بندی و کوپن را در توزیع مواد خوراکی در پیش گیرد. جیره بندی مواد غذائی به مدت پنج سال ادامه یافت تا آنکه در سال 1954 شیوه بازار آزاد رایج گردید.

در سالهای بین 1950 تا 1960، از آنجا که اسرائیل بطور فوری به تعداد بسیار زیادی واحدهای مسکونی برای سکونت دادن مهاجران تازه نیاز داشت، و همچنین از آنجا که ملاحظات امنیتی ایجاب میکرد که قسمت اعظم جمعیت کشور در چند شهر بزرگ متمرکز نباشد، و پراکندن جمعیت در سراسر کشور یک نیاز استراتژیک بود، اسرائیل به تاسیس شهرکهای نوبنیاد پرداخت که «شهرکهای در حال رشد» (עיירות פיתוח) نامیده شد و از نظر استاندارد ساختمانی و امکانات کاریابی و رفاهی در سطح بالائی قرار نداشت. این شهرکها همگی در حاشیه شهرهای بزرگ و یا در نقاط دور دست برپا گردید و در حالیکه ایجاد برخی از آنها موفقیت آمیز بود، برخی دیگر وضع چندان خوبی نداشتند. در آن دهه هائی که آبادانی و عملیات ساختمانی در اسرائیل در ابعاد گسترده ادامه داشت، صدها کیبوتس (קיבוץ- آبادی اشتراکی) و موشاو (מושב- آبادی تعاونی) نیز در نقاط دور دست کشور و در مجاورت مرزها برپا گردید که عمدتا" به کشت و زرع میپرداختند و موجب پیشرفت چشمگیر کشاورزی اسرائیل شدند. بدین سان، اسرائیل نه تنها در ظرف پنج سال توانست آذوقه صدها هزار نفر مهاجران تازه وارد و صدها هزار نفر دیگر شهروندان قدیمی را تامین کند، بلکه در ظرف مدت کوتاهی صادرات مواد خوراکی به کشورهای دیگر  نیز آغاز شد. در اواخر سالهای 1950 موج دیگری از ورود گسترده مهاجران تازه وارد به خاک اسرائیل، از کشورهائی چون لهستان، مجارستان و مصر آغاز گردید. 

سالهای دهه 1960

گرچه در سالهای 1960 نیز همچنان زندگی در اسرائیل دشوار بود و مردم به تلاش معاش ادامه میدادند، ولی پایمردی و کوشش مداوم آنان باعث پیشبرد اقتصاد کشور و ایجاد یک طبقه متوسط گردید که خیلی زود جایگاه مستحکمی یافت. با بالا رفتن سطح زندگی، مردم به گردش و تفریح پرداختند و انواع ورزشها معمول گردید و موسیقی و تئاتر نیز رونق یافت و زندگی فرهنگی مردم بسیار غنی تر شد. صنعت گردشگری در اسرائیل بسرعت گسترش یافت و اسرائیل هر سال پذیرای صدها هزار نفر توریست خارجی گردید و در کنار آنها اهالی اسرائیل نیز خود در داخل کشور به گردش بسیار علاقه داشتند.

انتشار روزنامه و مجله در کشور، از همان روزهای نخست استقلال رواج یافت و در سالهای بعد به ابعاد گسترده رسید. رادیو در میان مردم از محبوبیت بسیار زیاد برخوردار بود و در همان سالها نخستین کانال تلویزیونی اسرائیل نیز برقرار شد. در سالهای 1960 ببعد، اسرائیل نه تنها بخش اعظم آذوقه مورد نیاز مردم خود را تامین میکرد، بلکه شیوه های مدرن کشاورزی آن درجهان شهرت و محبوبیت زیاد یافته بود. بسیاری از کشورهای در حال توسعه، به اسرائیل به نظر سرمشق و مرجع تقلید مینگریستند و از این کشور انتظار یاری داشتند. از این رو اسرائیل شماری از کارشناسان کشاورزی و آبیاری خود را به صورت داوطلبانه به خارج فرستاد تا اهالی ممالک جهان سوم را در آموزش شیوه های نوین، به هدف بالا بردن محصول و مبارزه با گرسنگی یاری دهند. کشور ایران نیز، که در آن سالها در مسیر پیشرفت سریع و مدرنیزه شده قرار گرفته بود، از اسرائیل تقاضای یاری کرد و صدها نفر از کارشناسان امور کشاورزی و آبادانی اسرائیل رهسپار ایران گردیدند و هزاران نفر از جوانان ایرانی برای کارآموزی در همین رشته ها به اسرائیل آمدند.

در همان سالها اسرائیل با نگرانی ناظر آن بود که ممالک همسایه عرب، به سرعت خود را با جنگ افزارهائی که از اتحاد شوروی و کشورهای کمونیستی خریداری میکردند مجهز میساختند. در چنین شرائطی اسرائیل ناچار گردید خود به طراحی و تولید سلاحهای مدرن بپردازد. دانشمندان اسرائیلی دراین زمینه به نوآوریهای جالبی دست زدند- ولی در هر صورت اسرائیل نمیتوانست انبارهای اسلحه خود را با آنچه که کشورهای عرب مرتبا" خریداری میکردند یکسان سازد. از این رو تلاشهای دیپلماتیک گسترده ای انجام شد تا اسرائیل بتواند جنگ افزارهای مورد نیاز خود را از ایالات متحده و کشورهای اروپائی خریداری کند- و در این زمینه به دستآوردهائی نائل گردید.

تهاجم اعراب به اسرائیل

در سالهای دهه 60 ، در همان ایامی که اسرائیل سخت میکوشید به پیشرفتهای اقتصادی، صنعتی، علمی و فرهنگی دست یابد و سیل مهاجران را در خود جای دهد و تازه واردان را در جامعه خود جذب کند، تحریکات کشورهای عربی علیه اسرائیل شدت گرفت و عملیات تروریستی از مرزهای سوریه، اردن و مصر در خاک این کشور گسترده تر شد. در اوج این تحریکات بود که در ماه مه 1967 به دستور جمال عبدالناصر رئیس جمهوری وقت مصر، نیروهای نظامی آن کشور با نقض قرارداد آتش بس با اسرائیل وارد ناحیه غیرنظامی در صحرای سینا شدند و از نیروهای اضطراری سازمان ملل که در این نوار مرزی مستقر  بودند خواستار شدند آنجا را فورا ترک گویند. این نیروها بلافاصله از شبه جزیره سینا بیرون رفتند و ارتش مصر نیروهای خود را در خط مرزی با اسرائیل، از صحرای سینا تا نوار غزه به حال آرایش نظامی درآورد. 

اسرائیل که با خطر جنگ روبرو شده بود نیروهای ذخیره را به خدمت احضار کرد. مصر به دستور عبدالناصر تنگه تیران را که محل خروج کشتی های اسرائیلی از بندر عقبه به دریای سرخ بود بسته اعلام کرد و به این ترتیب عملا" بندر ایلات در جنوب اسرائیل تعطیل شد. جمال عبدالناصر در نطق آتشینی در مجلس شورای ملی مصر گفت: مساله آن نیست که بندر ایلات بسته بماند یا نماند- بلکه سؤال این است که چگونه ما میتوانیم کشور اسرائیل را برای همیشه نابود کنیم.

ارتش سوریه نیز به تقلید از مصر، واحدهای خود را در بلندیهای گولان، که بر قسمت اعظم شمال اسرائیل مشرف بود، متمرکز ساخت و حالت آرایش جنگی به خود گرفت. در همان حال، اردن نیز با مصر یک پیمان دفاعی امضا کرد. کشورهای عربستان سعودی، الجزایر و کویت اعلام کردند که واحدهائی از ارتشهای خود را در اختیار مصر قرار میدهند. در برابر چنین وضعی، جامعه بین المللی توانائی آن را نداشت که در برابر این عملیات تعرضی آشکار به اقدامی دست بزند- و یا شاید مایل به ابراز واکنش نبود- و اسرائیل میبایست هرچه زودتر، خود به چاره جوئی بپردازد.

در روز چهارم ژوئن 1967 کابینه اسرائیل یک تصمیم سرنوشت ساز اتخاذ کرد که بموجب آن، برای دفع خطر باید به یک حمله پیشگیرانه دست زد.  قرار شد حمله اسرائیل در بامداد روز پنجم ژوئن آغاز گردد.

نیروی هوائی اسرائیل با غافلگیر کردن ارتشهای مصر، سوریه و اردن، نیروهای هوائی آن سه کشور را در ظرف چند ساعت نابود کرد و از همان نخستین روز جنگ مسلم گردید که پیروزی از آن اسرائیل  خواهد شد.
شش روز پس از آغاز جنگ، در دهم ماه ژوئن، ارتشهای سه کشور عربی بکلی تارومار شده بودند. در ظرف شش روز، اسرائیل  نه تنها شرق اورشلیم را از تسلط اردن خارج ساخت، بلکه سراسر کرانه باختری رود اردن، بلندیهای گولان، نوار غزه و شبه جزیره سینای (که سه برابر خاک اسرائیل وسعت دارد) به تصرف اسرائیل درآمد.

 

بازگشت به بالای صفحه