نسخه چاپی                        

 جنگ شش روزه 1976
 تحول در جامعه اسرائیل
 شکوفائی اقتصا د و گردشگری
 از یک جنگ به جنگ دیگر
 جنگ  یوم کیپور 1973        

جنگ شش روزه

امید آنکه اسرائیلیان بتوانند دست کم یک دهه دیگر از آرامش امنیتی برخوردار گردند به تحقق نپیوست – زیرا تروریست های عرب به تعرض علیه ساکنان اسرائیل از طریق رخنه یابی از مرزهای مصر و اردن ادامه می دادند و همزمان  ارتش سوریه از بلندیهای گولان آبادی های کشاورزی اسرائیل در منطقه شمالی گالیل را هدف آتش باری شدید و خمپاره اندازی قرار می داد و به موازات آن، کشورهای عرب به گردآوری جنگ افزار و تقویت نظامی خود پرداخته بودند.

هنگامی که ارتش مصر به دستور جمال عبدالناصر و با زیرپا گذاشتن موازین بین المللی، شمار زیادی از واحدهای جنگی خود را در ماه مه سال 1967 به داخل صحرای سینا فرستاد و به نیروهای ناظر صلح سازمان ملل (که از سال 1957 در این شبه جزیره و در نزدیکی مرز اسرائیل مستقر گردیده بودند) دستور داد مواضع و پاسگاه های خود را ترک گویند، و همچنین تنگه تیران را به روی آمد و شد کشتی های اسرائیلی بست تا رابطه دریائی بین اسرائیل و کشورهای آسیای جنوبی را قطع کرده باشد، و همزمان مصر یک پیمان نظامی با اردن امضا کرد، اسرائیل خود را از هر چهار طرف در محاصره نیروهای دشمن احساس می کرد و امنیت و موجودیت آن به خطر افتاده بود.

از آنجا که مصر با اخراج نیروهای ناظر صلح سازمان ملل از شبه جزیره سینا به تعهداتی که در سال 1956( پس از جنگ سینای) بعهده گرفته بود پشت پا زد و با تمرکز نیرو در شبه جزیره سینا موجودیت اسرائیل را تهدید می کرد، اسرائیل بعنوان یک اقدام دفاعی و پیشگیرانه  در 5 ژوئن 1967 علیه ارتش های مصر ، اردن و سوریه به عملیات نظامی همزمان دست زد.

حمله غافلگیر کننده اسرائیل با انهدام هواپیماهای جنگی مصر و سوریه آغاز گردید. پس از آن، اسرائیل به نیروهای زمینی مصردر جبهه جنوبی حمله برد و به یک پاتک علیه ارتش اردن که قصد ورود به اورشلیم و حمله به خاک اسرائیل را داشت دست زد و چند روز پس  از آن نیروهای اسرائیلی در بلندی های گولان به رویاروئی با ارتش سوریه پرداختند.
 

اسرائیل در یک جنگ شش روزه ارتش های سه کشور همسایه عرب را به زانو درآورد و آتش بس هنگامی برقرار گردید که ارتش اسرائیل سراسر شبه جزیره سینای را به تصرف خود درآورده و بر کرانه غربی رود اردن (که تحت تسلط اردن قرار داشت) مسلط گردید و بلندیهای گولان را از سوریه اشغال کرده بود. بدنبال این پیروزی ها، آبادی های کشاورزی اسرائیل پس از 19 سال از تهدید جنگی و دست اندازی و تعرض مداوم ارتش سوریه خارج گردید و رفت و آمد کشتی های اسرائیلی و خارجی از طریق تنگه تیران به بندر ایلات از سر گرفته شد و بخش شرقی اورشلیم (که از سال 1948 در تسلط دولت اردن قرار داشت)  آزاد گردید و به غرب آن پیوست و شهری که حضرت داود سه هزار سال پیش پایه گذار آن بود یکپارچگی خود را باز یافت.

 تحول در جامعه اسرائیل

در سال های پیش از جنگ شش روزه سال 1967 ، اقتصاد اسرائیل با بحران و کم رشدی روبرو بود. ولی پیروزی های جنگ شش روزه، جامعه اسرائیلی را دوباره شکوفا ساخت و موج مهاجرت از اتحاد شوروی و حتی از کشورهای غربی به سوی اسرائیل آغاز گردید و فعالیتهای فرهنگی و هنری رونق دوباره یافت.

ولی همزمان، در برخی جوامع مهاجرین یهودی که از کشورهای آفریقائی شمالی به اسرائیل آمده بودند ناخرسندی هائی بروز کرده و مراحل جذب و ادغام آنها در جامعه اسرائیلی با مشکلات روبرو گردیده بود و برخی خانواده های سنتی نمی توانستند جای شایسته خود را در جامعه مدرن اسرائیلی بیابند و چنین احساس می کردند که سازمان های حکومتی در اسرائیل وجود آنان را نادیده می گیرند و فرهنگ و آداب و رسوم غنی آنان را نمی شناسند و درک نمی کنند و نسبت به آن بیگانگی نشان می دهند.

چنین تصوراتی در افراد این جوامع نوعی احساس تفاوت و تبعیض بوجود آورد که موجب خشم آنان شد و تظاهرات اعتراضی آنها را بوجود آورد و موجب برپائی احزابی گردید که بر پایه قومی و طایفه ای بوجود آمده بودند. ولی همزمان، نسل جدیدی از نویسندگان، شاعران، موسیقی دانان و هنرمندان دیگر در میان این جامعه ناخرسند مهاجران آفریقای شمالی پدیدار شد که مورد استقبال گرم جامعه اسرائیلی قرار گرفتند و به سرعت راه ترقی را پیمودند و در صف مقدم فرهنگ و هنر اسرائیل قرار گرفتند.

شکوفائی اقتصاد و گردشگری

پیروزی شگفت آور اسرائیل در یک جنگ شش روزه که در آن ارتش های سه کشور نامهربان عرب همسایه را از پای درآورد، موجب هیجان جهانی گردید و نه تنها مهاجرت یهودیان به سرزمین پدری آغاز شد، بلکه صدها هزار گردشگر یهودی و غیر یهودی از سراسر جهان برای دیدن جاذبه های توریستی و تاریخی و طبیعی اسرائیل به این کشور آمدند. هزاران نفر از جوانان کشورهای مختلف نیز که با افتخار زیاد خواهان خدمت در اسرائیل بودند برای آمدن به این کشور و کمک به مردم آن داوطلب گردیدند.

این دگرگونی ها موجب شکوفائی اقتصاد اسرائیل و ایجاد بازارهای جدید و رونق داد و ستد بازرگانی و سرمایه گذاری گردید.

دانشگاه های اسرائیل بر گنجایش خود برای پذیرفتن دانشجویان بیشتر افزودند و کالج ها و مدارس تحصیلات عالی جدیدی بر پا شد و شمار دانشجویان در این کشور به نحو بیسابقه ای فزونی یافت.

با افزایش جمعیت اسرائیل و بالا رفتن سطح درآمد شهروندان، مردم خواهان تفریح و گردش و استراحت و لذت شدند و از این رو مراکز تفریحی بیشتری برپا گردید و بر شمار تئاترها، سینماها، تالارهای کنسرت و موزه ها افزوده شد.

از یک جنگ به جنگ دیگر

با پایان گرفتن جنگ شش روزه و پیروزی های درخشان آن، سیاست خارجی اسرائیل با یک چالش بزرگ روبرو بود و آن اینکه دستاوردهای نظامی را به یک اهرم سیاسی و بین المللی مبدل کند که با کمک آن و بر اساس قطعنامه شماره 242 شورای امنیت سازمان ملل بتواند با همسایگان عرب به صلح برسد. در این قطعنامه حق اسرائیل برای برخورداری از مرزهای امن و قابل دفاع به رسمیت شناخته شده و سیادت وحق حاکمیت و استقلال سیاسی هر کشور منطقه مورد تائید قرار گرفته و گفته شده که هر کشور باید در مرزهای مورد تائید همگان و با برخورداری از صلح و آرامش زیست کند.

ظاهرا" این قطعنامه و مطالب آن به سود همه کشورهای منطقه بود و می توانست پایه و اساس برقراری یک صلح پایدار و همیشگی قرار گیرد. ولی کشورهای عرب به جای آنکه از چنین طرح صلح آمیزی استقبال کنند و آن را بپذیرند، دو ماه پس از پایان جنگ شش روزه (ماه اوت 1967) یک کنفرانس عالی سران در خرطوم (پایتخت سودان) برپا ساختند و قطعنامه ای را با سه بار «نه!» تصویب کردند که به موجب آن، نه حاضر خواهند بود با اسرائیل صلح کنند، نه با این کشور به گفتگوهای صلح خواهند نشست و نه موجودیت اسرائیل را خواهند پذیرفت.

یک سال و سه ماه پس از جنگ شش روزه (سپتامبر 1968) مصر به امید آنکه بتواند اسرائیل را از شبه جزیره سینا بیرون راند، جنگ  فرساینده ای را آغاز کرد که شامل آتشباری های متناوب به سوی نیروهای اسرائیلی مستقر در کرانه شرقی کانال سوئز بود. این زدوخوردهای پراکنده به تدریج به یک جنگ مداوم- ولی در ابعاد محدود- مبدل گشت و به هر دو طرف تلفات سنگین جانی وارد کرد. در سال 1970 و پس از دخالت های بین المللی بسیار، جنگ فرساینده به پایان رسید و اسرائیل و مصر پیرامون یک خط جدید آتش بس در طول کانال سوئز به توافق رسیدند.

جنگ یوم کیپور سال 1973

با امضای توافق نامه مذکور، مدت سه سال در طول خطوط آتش بس اسرائیل و مصر آرامش نسبی برقرار بود. ولی در پائیز سال 1973 در یوم کیپور (روزه بزرگ یهودیان- که در آن باورمندان 26 ساعت از خوردن و آشامیدن خودداری میورزند و در کنیساها به نیایش پروردگار می پردازند) ناگهان این آرامش به هم خورد و ارتش های مصر و سوریه با دست زدن به یک تعرض همزمان علیه اسرائیل، در جنوب و شمال این کشور جنگ تازه ای را علیه اسرائیل آغاز کردند.

در روز شش اکتبر 1973 ارتش مصر از کانال سوئز گذشت و مواضع اسرائیلی را در شبه جزیره سینا مورد حمله قرار داد، و همزمان ارتش سوریه به مواضع اسرائیلی در بلندی های گولان حمله برد و به پیشروی پرداخت.




ولی با آنکه ارتش اسرائیل غافلگیر شده بود، توانست در ظرف دو روز نیروهای ذخیره خود را بسیج کند و به یک پاتک دست بزند و ارتش های مصر و سوریه را از پیشروی باز دارد و حتی ناچار به عقب نشینی کند.
 


ارتش اسرائیل در ظرف نبردهائی که سه هفته به درازا کشید توانست  مهاجمین را کاملا" عقب براند و ابتکار جنگی را خود به دست گیرد. با آنکه اسرائیل در ابتدا غافلگیر گردیده و تا حدودی ناچار به عقب نشینی شده بود، ولی در ظرف سه هفته، نه تنها توانست به خطوط پیشین باز گردد، بلکه موفق شد جنگ را به آن سوی خطوط برساند: نیروهای اسرائیل در جبهه جنوب، از کانال سوئز گذشتند و وارد خاک اصلی مصر شدند و در جبهه شمال به پیشروی در بلندی های گولان ادامه دادند و در قلب سوریه به پیشروی پرداختند. جنگ یوم کیپور در حالی متوقف شد که نیروهای اسرائیلی در فاصله 110 کیلومتری از قاهره (پایتخت مصر) و 32 کیلومتری از دمشق (پایتخت سوریه)  قرار داشتند.

با اینهمه، جنگ «یوم کیپور» به روحیه مردم اسرائیل آسیب جدی وارد ساخت و روزهائی نبرد خونین در دو جبهه شمالی و جنوب موجب تلفات زیاد گردید. مذاکرات اسرائیل با مصر و سوریه در شرائط بسیار دشوار به مدت دو سال ادامه یافت و بالاخره به امضای قرارداد جداسازی نیروها انجامید که به موجب آن ارتش اسرائیل حاضر شد به پشت خط های پس از جنگ شش روزه باز گردد. بدنبال این توافق نیروهای اسرائیلی خاک اصلی مصر را ترک گفتند و از دمشق دور شدند و به بلندیهای گولان مراجعت کردند.

بازگشت به بالای صفحه