بازگشت به صفحه اصلی


 

آموزش عـالـی

رسالت: دانش اندوزی
 دانشگاه عبری اورشلیم
 دانشگاه فنی تخنیون
دانشگاه مذهبی برایلان
 چند دانشگاه دیگر کشور
 دانشگاه بن گوریون
دانشگاه آزاد اسرائیل
 موسسه پژوهشی وایزمن
 دانشسرای هنرهای زیبا
دانشسرای تربیت معلم
«انفجار دانشگاهی»

 

رسالت: دانش اندوزی

یکی از آرمانهای یهودیان، هنگامی که پس از دو هزار سال دربدری و آوارگی به سرزمین پدری خویش بازگشتند، آن بود که بعنوان «قوم صاحب کتاب»، به ملتی تحصیل کرده و دانش آموخته در دوران جدید مبدل گردند و از راه علوم و تکنولوژی بتوانند به رفاه دست یابند و دانش خود را در اختیار دیگر ملتهای جهان نیز قرار دهند و مشعل راه بشریت باشند.

بنیامین ذئب هرتسل (בנימין זאב הרצל) پایه گذار کشور یهود، در کتاب مشهور خود به نام  ALTNEULAND (سرزمین کهنه و نو) که جنبه داستان دارد، یک سرزمین رویائی را تصویر میکند که در آن جامعه نوین یهودی جامعه ای باشد که در هر گوشه و کنار آن آموزشگاه و دانشگاه بنا گردیده تا ملت از نو بپا خاسته یهود، در سرزمین پدری خویش، به چنان درجه فضل و دانش برسد که بتواند رهنما و سرمشق ملتهای دیگر باشد. شهرت و موفقیت دانشگاهها و مراکز آموزش علوم عالی در اسرائیل امروز، به این آرزوی رویائی هرتسل جامعه عمل پوشانده است.

سطح بسیار بالای تحصیل در دانشکده های پزشکی اسرائیل و مؤسسات علمی آن موجب گردیده که این ملت تازه به استقلال رسیده بتواند از نظر علمی و تحصیلی در ردیف پیشرفته ترین کشورهای جهان قرار گیرد و تحقیقات پزشکی  ارزنده ای در این کشور بعمل آید که نه تنها در تامین درمان و بهداشت شهروندان مؤثر است، بلکه میتواند به جهانیان نیز خدمت کند. اسرائیل حتی پیش از آنکه ارتشی داشته باشد، صاحب دانشگاه و مراکز تحصیلات عالی بود. این قوم صاحب کتاب ، پیش از آن نیز که دارای دانشگاه گردد، ملتی بود که افراد آن به مطالعه متون مذهبی میپرداختند و فرهنگی بوجود آوردند که در آن دانش و علم اندوزی یکی از مهمترین اولویتها محسوب میشود.

دانشگاه عبری اورشلیم

در سال 1902 میلادی، سه تن از دانشمندان بزرگ یهودی آن زمان (پروفسور حییم وایزمن، پروفسور مارتین بوبر و پروفسور برتولد دیول)، که دانش اندوزی برای یهودیان را دارای اهمیت والائی میدانستند، رساله مشترکی انتشار دادند و در آن تاکید کردند که باید هرچه زوتر نخستین دانشسرای یهودی برپا شود.

16 سال پس از انتشار رساله، سنگ بنای دانشگاه عبری اورشلیم به روی تپه سنگی شرق اورشلیم موسوم به הר הצופים (تپه دیده وران) طی مراسم با شکوهی نهاده شد. پیشگام انجام این طرح بزرگ یک دانشمند مذهبی به نام رابای پروفسور یهودا مگنس (יהודה מגנס) بود که رؤیای تشکیل نخستین دانشگاه یهودی در سرزمین اسرائیل را به مرحله اجرا رساند. پروفسور مگنس سالیان دراز در جامعه یهودیان ایالات متحده و در راه پیشبرد هدفهای صیونیسم منشاء خدمات درخشانی بود. ولی ترجیح داد به اورشلیم مهاجرت کند و در سرزمین پدری ساکن گردد و همه تلاش خود را برای پیشبرد بنیادها و سازمانهای تحصیلات عالی در اسرائیل بکار برد. با آنکه تاریخ گشایش رسمی این دانشگاه در سال 1925 بود- ولی دو سال پیش از آن، پروفسور آلبرت انیشتین دانشمند بزرگ یهودی نخستین کنفرانس علمی خود را در این دانشگاه برگزار کرد. موضوع سخنرانی او نیز، همانگونه که به آسانی میتوان حدس زد، تئوری نسبیت بود. 

پروفسور مگنس بعنوان نخستین رئیس دانشگاه عبری اورشلیم برگزیده شد و این دانشگاه را بزودی در ردیف اول مؤسسات تحصیلات عالی جهان در رشته های علوم انسانی، علوم طبیعی، پزشکی و علوم اجتماعی قرار داد.

دانشگاه عبری اورشلیم در سالهای اخیر از نظر تعداد دانشجویان و رشته های تحصیلی گسترش چشم گیری یافته و در آخرین سال تحصیلی دارای 24 هزار دانشجو و 1400 نفر استاد و دانشیار بوده است. دانشگاه عبری اورشلیم همچنان از شهرت خوبی در زمینه علوم و تحقیقات و همچنین پرورش دور جدیدی از دانش آموختگان اسرائیل برخوردار است و هر سال دهها نفر دانشجو از کشورهای مختلف جهان نیز برای گذراندن دوره های ویژه در این دانشگاه پذیرفته میشوند.

دانشگاه فنی تخنیون (טכניון)

در سال 1913 آرزوی دیگری در راه دانش پروری در سرزمین اسرائیل جامه عمل پوشیده و آن، احداث یک دانشگاه علوم فنی و تکنولوژی بود. ولی بدنبال مباحثاتی که درباره هویت و ماهیت چنین دانشگاهی درگرفت و بحثهائی که درباره زبان تحصیلی روی داد، تکمیل دانشگاه و گشایش آن تا سال 1942 بتعویق افتاد.

یکی از مباحثات آن بود که آیا زبان تجدید حیات کرده عبری از همه واژه ها و اصطلاحات علمی و فنی لازم برخوردار است که در دانشگاه بتوان به این زبان تدریس کرد، و یا بهتر آن است که زبان تدریس آلمانی باشد که از نظر لغات و اصطلاحات فنی بسیار غنی بنظر میرسد.

در نخستین سال تحصیلی، تنها 16 دانشجو در تخنیون آغاز به تحصیل کردند- ولی این دانشگاه فنی بدنبال پذیرفتن شمار زیادی دانشجویان و استادان یهودی کشورهای اروپای شرقی، که از  چنگال حکومت آلمان نازی گریخته بودند، به سرعت گسترش یافت.

در سالهای پیش از اعلام استقلال دوباره اسرائیل، تخنیون یک کانون فعال علمی برای سازمان زیر زمینی- نظامی  هگانا  ( הגנה)  بود که علیه حکومت قیم بریتانیا مبارزه میکرد و تامین امنیت یهودیان را در برابر همسایگان نامهربان عرب بعهده داشت. دانشگاه فنی تخنیون برای تامین نیازهای دفاعی سازمان هگانا و تهیه وسائلی که برای ادامه مبارزه ملت یهود در راه استقلال ضروری بود، راه حلهای مناسب علمی ارائه میکرد.

سرپرستان دانشگاه تخنیون آرزو داشتند هر چه زودتر آنجا را به بالاترین سطح علمی و تکنولوژی برسانند و از این رو، از همان سالهای نخستین تاسیس آن، به اجرای یک سلسله پروژه های بلند پروازانه پرداختند و از جمله سال 1949 دانشکده مهندسی علوم هوانوردی برپا شد که پایه و اساس تاسیس صنایع هواپیماسازی اسرائیل و برپائی نیروی هوائی این کشور گردید.

دانشگاه تخنیون امکانات علمی و فنی خود را در اختیار کشور نوخاسته اسرائیل قرار داد و در بسیاری از زمینه ها، از برپائی شبکه تلفن کشور تا تاسیس کارخانجات و از صنایع خانه های پیش ساخته تا طراحی و تولید هواپیما، به پیشبرد اسرائیل کمک کرد.

دانشگاه مذهبی برایلان בר-אילן

سالیان دراز، اسرائیل تنها دارای دو دانشگاه بود که پرچم علمی این کشور را به اهتزاز درمیآوردند: دانشگاه عبری اورشلیم و دانشگاه فنی تخنیون، که هر دو در سطح بین المللی قرار داشتند. ولی با آنکه اسرائیل کشوری کوچک و با جمعیتی نسبتا" کم بود، به این دو دانشگاه بسنده نکرد و کوتاه مدتی پس

از اعلام استقلال اسرائیل، پروفسور پینحاس شورگین این آرزوی خویش را علنی ساخت که در اسرائیل دانشگاهی برپا گردد که علوم امروزی و اعتقادات دینی یهود را درهم آمیزد و در این مؤسسه تحصیلات عالی، امور و شریعت دینی در کنار علوم مدرن امروزی تدریس گردد و عالیترین امکانات تحقیقات علمی و فلسفی در اختیار استادان و دانشجویان قرار گیرد.

پروفسور شورگین که در جامعه یهودیان ایالات متحده از مقام مذهبی و اجتماعی بسیار بالائی برخوردار بود، به کوشش خستگی ناپذیر خود ادامه داد و گروهی از دانشمندان برجسته یهودی ایالات متحده و پژوهشگرانی را که دارای گرایشهای مذهبی و سنتی بودند، برای اجرای این طرح به دور خود گرد آورد.

نتیجه کوشش آنان برپائی دانشگاه مذهبی-علمی برایلان در مرکز اسرائیل بود که در سال 1955 در شهر رمت گن (רמת-גן در حومه تل آویو) گشایش یافت. دانشگاه برایلان، در عین حال که در رشته های علمی و پژوهشهای مدرن بسیار فعال است، سنت و آئین یهود را نیز در آن آمیخته و دانشجویانی تربیت میکند که در عین فرا گرفتن علوم مدرن و امروزی، میتوانند به انجام باورهای مذهبی و سنتی خود نیز ادامه دهند.

چند دانشگاه دیگر

در اوائل سالهای 1950 بود که نخستین گامها در راه تاسیس دانشگاهی در شهر  تل آویو در مرکز اسرائیل (که در آن هنگام پرجمعیت ترین شهر کشور بود) برداشته شد. چندی بعد محل دائمی این  دانشگاه  بروی تپه های سرسبز شمال تل آویو به نام رمت-آویو (רמת-אביב) برپا گردید- و امروز دانشگاه تل آویو بزرگترین و فعال ترین دانشگاه کشور است که در چندین رشته علمی و پزشکی فعالیت دارد و شماری از برجسته ترین استادان و دانشمندان اسرائیل در آنجا به تدریس مشغول هستند. این دانشگاه از شهرت جهانی نیز برخوردار میباشد و یکی از مهمترین مراکز تحقیقاتی کشور محسوب میشود.

در شهر حیفا، در فاصله کمی از دانشگاه فنی تخنیون، در سال 1963 دانشگاه دیگری برای تدریس پزشکی و علوم انسانی و اجتماعی برپا شد که دانشگاه حیفا نام دارد. یکی از هدفهای این دانشگاه ایجاد دوستی و نزدیکی بین یهودیان و اعراب کشور است. از آنجا که شهر حیفا و دیگر نواحی شمال اسرائیل محل زندگی صدها هزار نفر از اعراب اسرائیل است، دانشگاه حیفا دانشجویان عرب را نیز (که مایل به تحصیل در دانشگاههای دور از محل سکونت خود نیستند) با آغوش باز میپذیرد و میکوشد بین آنان و دانشجویان یهودی دوستی و مودت بوجود آورد. در این دانشگاه، از جمله رشته ایران شناسی، خاورشناسی، تاریخ، شناخت صیونیسم، فجایع آلمان نازی (هولوکاست) و علوم دریائی تدریس میشود و تحقیقاتی در زمینه آنها انجام میگیرد.

دانشگاه بن گوریون בן-גוריון

شهر بئرشبع (באר-שבע) در جنوب اسرائیل، که در مرز نواحی خشک و شنزارهای نگب قرار گرفته، حدود 30 سال پیش صاحب دانشگاهی شد که میتواند در پیشرفت و توسعه جنوب کشور نقش ملموسی ایفا کند.  

داوید بن گوریون (דוד בן-גוריון) پایه گذار اسرائیل نوین عقیده داشت که باید بیابان نگب (נגב) که قسمت اعظم خاک اسرائیل را تشکیل میدهد بتدریج آباد گردد و بخشی از جمعیت کشور به آن نقطه انتقال یابد. داوید بن گوریون محل سکونت خویش در سالهای آخر عمر را در صحرای نگب انتخاب کرد و طبق وصیتش در همانجا به خاک سپرده شد. از این رو، دانشگاهی که در شهر بئرشبع برپا گردید، دانشگاه بن گوریون نام گرفت.

امروز این دانشگاه نیز از اعتبار جهانی برخوردار است و شماری از پژوهشگران و دانشمندان و استادان برجسته اسرائیل و جهان را به سوی خود جلب کرده است. یکی از ویژه گیهای دانشگاه بن گوریون آن است که شماری از جوانان عرب بدوی (بیابانگرد) جنوب کشور نیز در آنجا به تحصیل مشغول هستند و برخی از آنها به پیشرفتهای علمی قابل تحسینی دست یافته اند.

دانشگاه بن گوریون در رشته های صنایع پیشرفته (Hi-Tech)، کشاورزی، خدمات بهداشتی و آموزش و پرورش فعالیت دارد. اینها رشته هائی است که اهالی یهودی و عرب جنوب اسرائیل بسیار به آنها نیاز دارند. همچنین، از آنجا که دانشگاه بن گوریون در نقطه ای برپا شده که از نظر آب و هوا خشک و بیابانی محسوب میشود، یک رشته تحقیقات علمی درباره زندگی و کار و کشاورزی در مناطق بیابانی در این دانشگاه  به  عمل میآید  که  نتایج  آن میتواند برای کشورهائی که در شرائط مشابه قرار دارند بسیار سودآور باشد. این دانشگاه خود را نسبت به آرزو و آرمان داوید بن گوریون (که در واقع خواسته همه ملت اسرائیل است) یعنی پیشرفت، رفاه مردمان و برقراری صلح، متعهد میداند.

دانشگاه آزاد اسرائیل

دانشگاه آزاد از سالها پیش در اسرائیل برپا گردیده و دانشجویان آن از طریق مکاتبه به تحصیل علم مشغول هستند. این دانشگاه هم اکنون حدود 30 هزار نفر در سراسر کشور دانشجو دارد که در رشته های مختلف از تاریخ تا علوم مشغول تحصیل هستند.  با  آنکه شرائط ورود به این دانشگاه بسیار آسان

است، سطح تحصیل در آن دارای استاندارد بالائی میباشد و فرصت مناسبی در اختیار شهروندانی قرار میدهد که خواهان ادامه تحصیل و دانش اندوزی هستند، ولی بعلت کمبود امکانات مالی واز آنجا که ناچار هستند در ساعات روز به کاربپردازند- و یا سطح نمرات آنها برای پذیرفته شدن در دانشگاههای اصلی کشور کافی نبوده است، نتوانسته اند در آن دانشگاهها به تحصیل بپردازند. در کنار دانشگاه آزاد، دهها آموزشگاه و مدرسه برای شیوه های سنتی درمانی و انواع تراپیها فعالیت دارند.

مؤسسه پژوهشی وایزمن מכון ויצמן

اسرائیل دارای چندین مؤسسه پژوهشهای علمی نیز هست که از شهرت جهانی برخوردار هستند و مشهورترین آنها مؤسسه وایزمن در شهر رخووت (רחובות- در مرکز اسرائیل در فاصله 30 کیلومتری از جنوب تل آویو) است که تحقیقات آن مورد توجه جهان قرار دارد.

این مؤسسه که بیش از نیم قرن از برپائی آن میگذرد، شماری از ارزنده ترین دانشمندان یهودی و اسرائیلی را در رشته های فیزیک، شیمی، بیوتکنولوژی و غیره در خود گردآورده و تحقیقات مهمی در امور مختلف زندگی انسان بعمل آورده و شیوه های درمانی جدیدی برای برخی بیماریها و از جمله سرطان عرضه کرده است. 

در کنار این مؤسسه علمی، دانشکده ای بنام فاینبرگ (פינברג) وجود دارد که دانشجویان آن در رشته های فوق لیسانس و مافوق دکترا به تحصیل میپردازند. در این دانشکده و در خود مؤسسه علمی وایزمن تحقیقات با ارزشی در زمینه شبکه مصونیت بدن انسان، کشف و ایجاد منابع آب برای حل مشکل کمبود آب در خاورمیانه و برخی دیگر از نقاط جهان، ژن شناسی نباتات ، پژوهش یاخته های انسانی، مغناطیس، اشعه لیزری وهولوگرافی و غیره بعمل میآمد.

در فاصله چند کیلومتری از شمال مؤسسه علمی وایزمن، کانون پژوهشی دیگری به نام مؤسسه وولکانی (מכון ולקני) وجود دارد که منحصرا" به تحقیقات کشاورزی میپردازد و شیوه های جدیدی ابداع میکند که گرچه هدف اصلی، به کارگیری این شیوه ها در داخل اسرائیل است، ولی دانشی که از این راه بدست میآید در اختیار همه کشورهای علاقمند نیز قرار میگیرد.

دانشسرای هنرهای زیبا

حدود نیم قرن پیش از آنکه اسرائیل استقلال دوباره خود را بدست آورد، یک یهودی زاده شده در خاک

لیتوانی به نام بوریس شاتس (בוריס ש"ץ) در آرزوی برپائی هنرکده ای بود که در آن هنرهای زیبا از قبیل نقاشی و مجسمه سازی با شیوه های مدرن، ولی منطبق با محیط مشرق زمین تعلیم داده شود. این هنرکده با نام بتسلل (בצלאל) در سال 1906 در مرکز اورشلیم برپا گردید که هنوز همچنان فعالیت دارد. بوریس شاتس خود در شهر صوفیا پایتخت بلغارستان سرپرست آکادمی سلطنتی هنرهای زیبا بود و در دربار سلطنتی آن کشور نیز مجسمه سازی میکرد و اندیشه او برای ایجاد چنین هنرکده ای در اورشلیم با استقبال گرم هنر دوستان روبرو گردید و در نخستین سالهای فعالیت خود محل گردهمآئی هنرمندان و استادان هنرهای دستی بود و امروز نیز همچنان مرکز تعلیم و تدریس نقاشی و مجسمه سازی محسوب میشود.

در کنار بتسلل، اسرائیل دارای کالج مد و منسوجات، کالج هنرهای تئاتر و سینما، آکادمی موسیقی و رقص و رشته های دیگر است که همه دارای موقعیت دانشگاهی هستند و به فارغ التحصیلان خود درجه لیسانس اعطا میکنند.

دانشسرای تربیت معلم

از نخستین سالهای پدید آمدن جنبش صیونیسم، این نیاز احساس میشد که دانشسرائی برای پرورش دادن آموزگاران و دبیران برپا شود. نخستین مدرسه معلمان در سال 1913 با نام کالج لوینسکی (לוינסקי) برپا گردید.

هم اکنون چندین دانشسرای تعلیم و تربیت در اسرائیل فعالیت دارد و هر یک از شبکه های آموزشی کشور (مذهبی و غیرمذهبی) دارای کالجهای ویژه ای به هدف تربیت آموزگاران و دبیران هستند که آنان را بر حسب ایدئولوژی و مرام خویش تعلیم میدهند.

اصل اساسی تدریس در این دانشسراها آن است که معلمان نه تنها باید به دانش آموزان خود علم و دانش بیآموزند، بلکه باید آنان را با ارزشهای معنوی و اخلاقی آشنا سازند و آنها را از نظر انسانی پرورش دهند.

در سالهای اخیر دانشسراهای تربیت معلم در اسرائیل گسترش چشمگیری یافته  و به مؤسسات آموزشی مهمی مبدل گردیده اند.

«انفجار دانشگاهی»

شمار دانشگاهها،  کالجها و مؤسسات آموزش عالی در اسرائیل در سالهای اخیر در ابعادی افزایش یافته که از آن بعنوان «انفجار دانش اندوزی» نام برده میشود. زیرا در کنار دانشگاهها و دانشسراهای عمومی، و بدنبال بالا رفتن سطح زندگی مردم، دهها کالج و مؤسسه خصوصی آموزش عالی نیز برپا شده که وزارت آموزش و پرورش اسرائیل آنها را برسمیت شناخته است. این کالجها و دانشکده ها امکانات آموزشی بیشتری در اختیار فرد فرد جوانان اسرائیل قرار میدهند. گفتنی است که بسیاری از ادارات و موسسات عمومی و خصوصی اسرائیل نیز شرط پذیرش کارمندان جدید را تحصیلات دانشگاهی قرار داده اند.

از سالهای دهه 1990 ، اسرائیل برپائی کالجهای منطقه ای را در نواحی مختلف کشور تشویق میکند. هر یک از این کالجها با یکی از دانشگاههای اسرائیل ارتباط تحصیلی برقرار میکند و تحت نظر آن قرار میگیرد. این اقدام جوانان اسرائیل را به تحصیلات دانشگاهی تشویق میکند و به آنان امکان میدهد در نزدیکی محل اقامت خود به دانش اندوزی بپردازند.

هر یک از کالجها دارای برنامه تحصیلی محدودی است و دریک یا چند رشته (مثلا" مهندسی) تخصص پیدا میکند. شماری از این کالجها، منحصرا" علم حقوق یا تکنولوژی را تدریس میکنند و فاقد برنامه های متنوع درسی دانشگاهها هستند. ولی از آنجا که شرائط پذیرش در این کالجها خیلی ساده تر از پذیرفته شدن در دانشگاههای کشور است، جوانان بیشتری میتوانند در کالجها پذیرفته شوند و به تحصیلات عالی بپردازند.

در سالهای اخیر چنین رسم شده که شاخه های برون مرزی دانشگاههای معروف اروپا و ایالات متحده نیز در اسرائیل دانشجو میپذیرند. برخی از این دانشگاهها از سطح تحصیلی بالا برخوردار هستند، ولی بعضی دیگر که متعلق به دانشگاههای برخی کشورهای اروپای شرقی است، شهرت خوبی ندارد. 

در حالی که در دو دهه اول استقلال اسرائیل، شمار دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی در این کشور از انگشتان یک دست نیز تجاوز نمیکرد، امروز اسرائیل بیش از 70 دانشگاه ، کالج، دانشسرا ، هنرکده و دانشکده علوم عالی دارد که متجاوز از 200 هزار نفر دانشجو در آنها به تحصیل مشغول هستند. علاقمندان تحصیل میتوانند با استفاده از سامانه های اینترنتی و یا کتابچه های راهنمائی و یا مشورت حضوری با دست اندرکاران دانشگاهها و مؤسسات تحصیلی عالی، رشته مورد علاقه خویش را بگزینند.

تلاش برای بالا بردن سطح تحصیلی و در پیش گرفتن بهترین شیوه های آموزشی، در اسرائیل همچنان ادامه دارد و آرزوی رویائی رهبران اسرائیل آن است که این کشور در دانش و تکنولوژی به آن درجه از پیشرفت برسد که بتواند کمک و راهنمای دیگر کشورهای جهان، به ویژه ممالک عرب و کشورهای آسیا و آفریقا گردد.

این واقعیت که دو تن از دانشمندان اسرائیلی در سال 2004 میلادی به دریافت جایزه علوم نوبل نائل گردیدند و دانشمند آمریکائی نیز که در همان سال برنده جایزه فیزیک نوبل گردید در اسرائیل تحصیل کرده است، نشان سطح بالای علمی و دانش اندوزی در اسرائیل است. در سال 2005 نیز دوباره جایزه علوم نوبل به دانشمند اسرائیلی پروفسور ییسرائل اومان (ישראל אומן) اعطا گردید. این واقعیت که در دو سال متوالی جوائز علوم نوبل به دانشمندان اسرائیلی اعطا گردید، نشان از دستآوردهای آموزشی وعلمی این کشور دارد.